— -فایل مقاله رایگان ریسرچ - تحقیق - مقاله -662)

4. بررسی جایگاه دریا و رود در نزد شاعران عرب و تاثیر پذیری ادب و شعر عربی از زمان نشأت تا پایان دوره عباسی دوم.
بیان روش تحقیقاز آنجا که این کتاب منبعی مهّم در باره دریا در شعر عربی به شمار می‌رود، و همچنین علاقه فراوانی به ترجمه داشته‌ایم، ترجمه و بررسی این کتاب را به عنوان موضوع پایان نامه خود برگزید‌ه‌ایم.
مترجم ابتدا متن کتاب را مورد مطالعه قرار داده؛ و با مراجعه به کتب لغتی چون «لسان العرب» معنای مناسبی را برای واژه‌ها انتخاب کرده؛ و چون بخش عمده کتاب شعر بوده، در ابتدا ترجمه آن دشوار می‌نمود؛ بنا بر این در ترجمه ابیات تلاش شده به خود دیوان‌ها و یا مجموعه‌های شعری مراجعه شود. در ترجمه ابیات مبهم سعی بر آن بوده که به شروح متعدد رجوع شود؛ و از توضیحات شارحین بهره کافی را ببرد؛ و مناسب‌ترین معنا و نزدیک‌ترین احتمالات برگزیده شود. در پانوشت لغات دشوار به طور کامل شرح داده شد؛ در زیر ابیات ترجمه آنها و گاه مفهوم آنها در داخل پرانتز نوشته شد؛ و شواهد شعری به کار رفته به منابع معتبر ارجاع داده شده؛ و برخی از واژه‌های نامناسب ابیات برحسب منابع مراجعه شده، و بر این اساس که با معنای ابیات متناسب‌ترند جایگزین شدند؛ و ابیات به طور کامل حرکات گذاری شده؛ در ترجمه متن سعی بر آن بوده تا با وفاداری به متن، روانی و شیوایی عبارات بر التزام بر الفاظ مقدم داشته شود. همچنین اسماء جغرافیایی و اشخاص شرح داده شده؛ و پس از ترجمه کتاب به بررسی کتاب پرداخته‌ایم؛ و تا حدّ امکان آراء نویسنده و شیوه وی را در تألیف و برخورد با موضوع توضیح داده‌ایم.
فصل اول: کلیاتمقدمه‌ای تحلیلی بر کتاب«البحر» در دیدگاه دانشمندان عربی به معنای آب بسیار است چه اینکه آن شور یا شیرین باشد؛ و غالباً بر آب شور اطلاق می‌گردد؛ و جمع آن «أبْحُر، بُحُور و بِحار» است. ابن رشیق «وصف» را در اصل به معنای «کشف و اظهار» می‌داند. در «لسان العرب» «وَصَفَ الشیءَ له: حلاّه» یعنی آن چیز را برای او آراسته کرد. وصف در ادب: «روشی ادبی یا شعری یا نثری است که طبیعت را به وصف و نمایش در می‌آورد؛ و آن را آنگونه که ادیب دیده، و در ذهن او می‌آید، بیان می‌کند». قدامه بن جعفر «وصف» را «بیان احوال و شکل هر چیزی می‌داند» و احمد بن فارس به نقل از خلیل بن احمد فراهیدی (ت 175هـ) در تفاوت میان صفت و نعت گفته است، که نعت تنها در خوبی‌ها و مدح است؛ امّا وصف شامل مدح و ذمّ است. از آنجا که شاعران آنچه را دوست دارند و به تصویر می‌کشند، پس توصیف آنها به مدح شبیه‌تر است؛ و آنچه را که دوست ندارند، بیان می‌کنند؛ پس توصیف آنها به هجا نزدیک‌تر است؛ و نقّادان فن و ادب این غرض از اغراض شعری را وصف می‌نامند نه نعت.
«حاوی ایلیا سلیم» در کتاب خود «فن الوصف و تطوّره فى الشعر العربی» وصف را به سه نوع نقلی یا روایی، مادی یا حسی و وجدانی یا عاطفی دسته تقسیم می‌کند، و هریک را شرح می‌دهد.
وصف در شعر جاهلی غرض مستقلی نبود؛ بلکه شاعر آن را ابزاری برای رسیدن به هدف اصلی خود به کار می‌برد، تا اینکه بتواند عواطف و احساسات مخاطب را تحریک کند.
مهّم‌ترین موضوعات وصف در جاهلی وصف اطلال، شتر و اسب بود؛ و توصیف شتر و تشبیه آن به کشتی، تشبیه رایجی نزد شاعران جاهلی بود. امّا موضوع دریا و کشتی بیشتر بر زبان شاعران ساکن سواحل که با دریا و کشتی ارتباط داشتند، جاری شده که به صورت غیر مستقل و پراکنده در اشعار جاهلی آمده است.
در عصر اموی به خاطر اختلافات سیاسی نیاز به شعر سیاسی شدید شد؛ و این فرصت کمتری را برای وصف فراهم می‌آورد؛ و شاعر اموی همچنان شعر جاهلی را مورد تقدیس خود قرار می‌داد؛ و به وصف اطلال و صحرا می‌پرداخت. از این رو وصف در این دوره وصفی منعزل و در باره صحرا بود؛ و معانی و موضوعات آن همانند وصف جاهلی بود.
در عصر عباسی شاعران بر خلاف دوره اموی به رفاه و آسایش محیط خود پرداخته؛ و با آن‌ که از سبک و اسلوب عرب در آغاز کردن قصاید به اطلال و دِمَن به کلّی خارج نشدند، امّا برخی از شاعران سعی کردند سخن گفتن از اطلال و صحرا را ترک، و به جای آن به کاخ‌ها، باغ‌ها و مناظر زیبای شهرها روی آورند؛ و سفر بوسیله کشتی به سوی ممدوح و امثال آن فراوان شد؛ و این تصویر در مقابل سفر شتر در بیابان قرار می‌گرفت. وصف در شعر عباسی پر رنگ‌تر بود؛ و با توسعه آن و تاثیر پذیری از آثار فرهنگ ایرانی به فن مستقلی تبدیل گشت.
وصف یکی از معروف‌ترین اغراض قدیمی شعر در ادب عربی محسوب می‌شود؛ و آن پایه و اساس شعر عربی تلقّی می‌گردد؛ بدین جهت است که ابن رشیق قیروانی می‌گوید: «شعر آن است که اندکی از آن در باره وصف باشد» زیرا اغراض دیگر شعر همچون مدح، هجا و رثا و... نیز وصف است. از این رو دیوان شاعری نیست که از فن وصف تهی باشد؛ و طبیعت در آن از اهمیّت ویژه‌ای برخوردار است، شاعر در خلال اشعار خود از طریق مظاهر طبیعت به بیان احساسات خود می‌پردازد. توصیف دریا و رود در ادب و شعر عربی یکی از موضوعات مهّم، امّا ناشناخته وصف به شمار می‌رود؛ و شناخت اعراب قدیم از دریا و ذکر مظاهر آن در شعر عربی از موضوعاتی است که هنوز از جانب برخی از پژوهشگران جدید عرب و غیر عرب نظراتی سلب و ایجاب در باره آن داده می‌شود.
آنچه مسلم است این است که شاعر جاهلی علوم و معارف خود را از طبیعت سخت و سنگدل الهام می‌گیرد؛ امّا چون در بیشتر اوقات مظاهر طبیعت در اغنای آگاهی و شعور شاعر ناتوان است، از این رو شاعر دیوار سخت صحرا را کنار می‌گذارد؛ و از صحرای خود خارج می‌شود تا آنچه را دورتر از صحرا قرار دارد توصیف نماید؛ و لذا شاعر به توصیف دریا و مظاهر آن می‌پردازد.
با اینکه کتاب‌ها و مقالات بسیاری در زمینه شعر عربی نگاشته شد، و از زوایای مختلف آن را مورد بررسی قرار دادند، امّا با کمال تاسف باید گفت که اندک مقاله یا کتابی را می‌توان یافت که به این موضوع بپردازد؛ و این امر آن‌گونه که مورد توّجه شرق‌شناسان و محققان غیر عرب قرار گرفته مورد توّجه محققان قدیم و جدید عرب قرار نگرفت؛ و حسب اطلاعات و بررسی‌های بنده در این زمینه به جز کتاب «حدیث السندباد القدیم» نوشته دکتر حسین فوزی، و «ابن ماجد الملاّح» نوشته دکتر أنور عبد العلیم، و «ادب البحر» نوشته دکتر احمد محمّد عطیّه و کتاب دیگری از دکتر محمّد یاسمین حمدی، کتابی دیگر در این زمینه نوشته نشده جز محدود مقالاتی که به صورت مختصر به این به موضوع پرداخته‌اند؛ و هنوز بسیاری از میراث ادب عربی در باره عالم دریا چون داستان‌های تاجران عرب و اخبار آنها به خاطر پراکندگی در کتابخانه‌های مختلف اروپایی دور از دسترس پژوهشگران عرب قرار دارند.
از طرف دیگر محققان قدیم و جدید عرب به شناخت و آگاهی شاعر جاهلی به دریا و توصیف مظاهر آن در اشعارش توّجه ننموده؛ و برخی از پژوهشگران جدید عرب و غیر عرب چون استاد بار تولد و دکتر طه حسین بر این باورند که شعر عربی بویژه شعر جاهلی از توصیف دریا و رود تهی است؛ و برخی از نشانه‌های آمده از آن در شعر جاهلی بر عدم آگاهی عرب جاهلی از دریا دلالت دارند.
در حالی که کتاب «وصف البحر والنّهر فی الشعر العربی» خلاف این باور را اثبات می‌کند. این کتاب از محدود کتاب‌هایی است که به طور مستقیم تاثیر دریا و رود را در شعر عربی از عصر جاهلی تا پایان عصر عباسی دوم بیان می‌کند. نویسنده کتاب بر آن بوده تا با آوردن نمونه اشعاری از شاعران معروف هر دوره، و با شرح و تحلیل آنها اثبات نماید که شاعران عرب با الهام گرفتن از محیط دریا تصاویر گوناگونی عرضه داشتند؛ و روند این توصیف رو به کمال بوده؛ و سپس تصاویر و موضوعات وصف دریا را دسته بندی می‌کند. با تحلیلات دکتر عطوان می‌توان چنین نتیجه گرفت که شعر عربی از زمان نشأتش تا پایان عصر عباسی دوم حتی در دوران معاصر بی‌نصیب از توصیف دریا و رود نبوده؛ و آنچه در شعر عربی آمده حاکی از شناخت و تجربه دقیق آنها نسبت به دریا است؛ و هیچ شکی در آن نیست. هر چند تصاویر دریا نسبت به تصاویر صحرا و مظاهر آن کمتر است، زیرا شعر عربی زاده صحرا است، و در آن پرورش می‌یابد. ولی با این وجود دارای تصاویر گوناگونی از دریا و مظاهر آن است. البته نمی‌توان تصاویر آن را به صورت مستقل یافت؛ و یا قصاید دریایی را از شعر عربی استخراج نمود، زیرا نظام رایج قصاید در آن زمان اجازه چنین چیزی نمی‌داد.
مطالعه این کتاب از دو جهت برای ما مفید است: اول آنکه موضوعی جدید را در شعر عربی کشف می‌کند که محققان جدید به تفصیل بدان نپرداخته‌اند؛ دوم آنکه این کتاب می‌تواند پاسخی به کسانی باشد که تصوّر می‌کنند عرب از دریا نا آگاه بوده، و از آن ترس داشته و شعر عربی از توصیف دریا تهی است.
1- عرب و دریا
از سه طریق می‌توان آگاهی و شناخت اعراب جاهلی را از دریا اثبات کرد؛ از طریق ادب و شعر؛ از طریق تاریخ و از طریق قرآن؛ از آنجا که نویسنده کتاب حاضر تنها با اسناد شعری به موضوع پرداخته، لذا بر آن شدیم تا از دید تاریخی و قرآنی نیز به مسأله مورد نظر بپردازیم، ابتدا نگاهی تاریخی به موضوع خواهیم داشت و سپس از طریق قرآن به بررسی این موضوع می‌پردازیم.
1- 1. در طول تاریخعرب در طول تاریخ همانند دیگر ملّت‌ها با دریا ارتباط داشته است. در زیر از طریق تاریخ ارتباط وی را قبل از اسلام تا پایان عصر عباسی به اختصار بیان می‌کنیم.
1- 1- 1. قبل از اسلامقبایل زیادی قبل از اسلام در سرزمین شبه جزیره العرب پراکنده بودند؛ برخی از این قبایل در سواحل دریا در اطراف شبه جزیره العرب زندگی می‌کردند؛ و برخی دیگر در بیابان‌های نجد و حجاز زندگی می‌کردند. طبیعی است قبایلی که در سواحل یا نزدیکی دریا می‌زیسته، به دریا و دریانوردی آگاهی داشته باشند؛ و از دریا در خدمت به منافع خود بهره جویند؛ البتّه این قبایل در زمان جنگ و صلح با یکدیگر ارتباط داشته، و تجارب و علوم دریانوردی آنها به یکدیگر منتقل می‌شد. از طرف دیگر موقعیت جغرافیایی سرزمین عرب که از سه طرف به دریا متصل بوده به تطّور دریانوردی آن کمک کرده؛ و باعث به وجود آمدن روابط تجاری با شرق افریقا و سواحل ایران در خلیج فارس و دریانوردی به هند شده است. همچنین دریای سرخ و خلیج فارس و رودهای نیل و دجله و فرات به عنوان گذرگاه‌هایی طبیعی برای دریانوردی در حوزه دریای مدیترانه و شرق آسیا محسوب می‌شدند و بدین گونه سرزمین عرب از دو طرف بر راه‌های تجاری جهان مشرف است.
لذا تجارت با افریقا بویژه برای اعراب جنوبی چون، یمن و حضرموت بسیار آسان بود؛ و کشتی‌های تجاری محصولات یمن را به نواحی افریقا حمل می‌کردند؛ و از آنجا کالاهای گرانبهایی چون، چوب و عاج و نیز بَرده را به سرزمین عرب وارد می‌کردند؛ و برده فروشی قبل از اسلام رواج فراوانی داشت. همچنین کشتی‌های روم به سواحل افریقا و هند لنگر می‌انداختند؛ و کشتی‌های ساسانیان و حبشه به بندر «جار» و «شعیبه» و «عدن» و دیگر بنادر عرب رفت و آمد می‌کرده، و به داد و ستد می‌پرداختند.
اعراب قبل از اسلام در عرصه دریا و علوم دریایی دارای اکتشافات و دستاوردهایی بوده که فرهنگ و تمدن بشری را غنّی ساخته، و بشر را به کشف علوم دریایی و جغرافیایی و علوم ناشناخته دیگر هدایت نمود. دکتر حسین فوزی در کتاب خود به نام «حدیث السندباد القدیم» و دکتر أنور عبد العلیم در کتاب خود «ابن ماجد الملاّح» به طور کامل اکتشافات دریایی عرب را ذکر نموده‌اند؛ از جمله شناخت بادهای موسمی و اختراع بادبان مثلث (سه گوش) _ که توسط آنها حرکت کشتی در تندبادها میّسر بود _ کشف جهت وزش بادها از طریق طلوع و غروب ستارگان، شناخت نجوم و برج‌ها و هدایت شدن به وسیله ستاره سهیل در سفرهای جنوبی، از جمله اکتشافات عرب درگذشته بوده.
بنا بر این می‌توان گفت که اعراب قدیم از موقعیت شکوفایی تجاری منطقه خود بهره برده است؛ و همانطور که دکتر «جواد علی» و «جورج فاضلو حورانی» اشاره می‌کنند، از طریق وارد کردن مواد اولیّه کشتی، چون چوب و میخ از افریقا، هند و دیگر کشورها امکان ساخت کشتی وجود داشته است.
امّا با این وجود برخی به اشتباه تصوّر می‌کنند که اعراب قدیم فرزند صحرا (ابن الصحراء) بوده، و صحرا تنها دنیای وی بوده، و به عالم دریا تجاوز نکرده؛ در صورتی که با حقایق خارجی و تاریخی و جغرافیایی و ادبی مغایر است.
1- 1- 2. صدر اسلام و عصر امویاسلام اعراب را برای نشر دین الهی برانگیخت؛ از این‌رو آنها برای نشر دین اسلام و تجارت و کسب علم در جهان متفرق شدند؛ و فتوحات بزرگ اسلامی صورت گرفت؛ و فتوحات اسلامی از طریق دریاها و اقیانوس‌ها باعث ساخت ناوگان‌های جنگی و همچنین باعث تجارت و گسترش گروه‌های مهاجر در سواحل شرقی و غربی شده است. «هنوز 16 سال از هجرت نگذشت که ناوگان عمانی در سواحل رود سند و هند قرار گرفت» و در عهد خلیفه دوم اولین ناوگان عربی در دریای مدیترانه ساخته شد؛ ولی راه اندازی واقعی ناوگان عرب در دریای مدیترانه در زمان اموی بود؛ و اعراب نبردهای بسیاری با ناوگان رومی داشته، که در برخی از آنها پیروز گشته، از جمله این نبردها نبرد «ذات الصّوارى» است که در سال 34 هـ در نزد اسکندریه رخ داد.
به طور کلّی اعراب وجود خود را در دریای مدیترانه اثبات نمودند؛ و تمدن عرب در اندلس و دیگر کشورهای اروپایی نفوذ کرده؛ امّا با پایان دولت اموی و سقوط خلافت قرطبه و روی کار آمدن دولت عباسی که هدف آن گسترش حوزه آسیایی بوده، و فتوحات دریایی را دور می‌شماردند، و همچنین شدّت نزاع دریایی میان اندلسیان و فاطمیان وجود عربی را در آب‌های مدیترانه ضعیف کرد، و به نقش اعراب در مدیترانه پایان داد؛ امّا در این دوره ادیب و دریانورد عربی به نام «مجاهد العامری» ظهور کرد که در کتب عربی بدان اشاره نشده، در حالی که مورد توّجه مورخان و شرق‌شناسان غرب قرار گرفته؛ امّا او را به ناحق به دزد دریایی متهم کردند. البته باید گفت فعالیت دریایی عرب تنها جنگی نبوده، بلکه تجاری و فرهنگی نیز بوده؛ و برخی از اعراب به سفرهای اکتشافی دریایی در اقیانوس آتلانیک و آب‌های غربی پرداخته که مسعودی در کتاب خود «مروج الذهب ومعادن الجوهر» از آنها سخن گفته است.
این‌ها دستاوردهای عرب در دریاهای غرب و حوزه مدیترانه بوده. امّا اعراب با ظهور اسلام و اهتمام ویژه پیامبر به دریاهای جنوبی و خلیج فارس برای نشر دین اسلام دریانوردی عرب گسترش یافت؛ و تجارت و ارتباط آنها در دریاهای جنوبی تا عصر عباسی ادامه یافت.
1- 1- 3. عصر عباسی
گفته‌ایم که با سقوط خلافت قرطبه در اندلس و با روی کار آمدن دولت عباسی نفوذ و تسلط عرب بر حوزه مدیترانه پایان یافت؛ و چون عباسیان بیشتر به فتوحات آسیایی و دریاهای جنوبی اهتمام ورزیده، لذا فعالیّت دریایی عرب در خلیج فارس و اقیانوس هند توسعه یافت؛ و انواع کشتی‌های اسلامی در دریاها و اقیانوس‌ها به دریانوردی پرداخته و چندین عامل در شکوفایی دریانوردی عرب در خلیج فارس و اقیانوس هند نقش داشت که به اختصار عبارتند: 1- بنای بغداد و اتخاذ آن به عنوان پایتخت عباسی که باعث شد بغداد از طریق راه آبی دجله و فرات با مراکز دریایی خلیج فارس چون «أبله» و «صحار» و «دارین» ارتباط داشته باشد؛ و دریانوردی در خلیج فارس بویژه در قرن سوم و چهارم شکوفا گردد.
2. فتح سند و استقرار مسلمانان در آن در قرن اول هجری باعث تجارت دریایی با شرق به ویژه هند گردید.
3. شکوفایی اقتصادی دولت اسلامی در عصر عباسی بویژه در عراق باعث افزایش صنعت‌های داخلی و صدور کالا به خارج از دولت از طریق دجله و فرات به خلیج فارس و سپس به دیگر کشورها گردید.
4. تطّور جغرافیایی و ستاره‌شناسی و اختراع اسطرلاب و دیگر وسایل دریانوردی و ترجمه کتاب‌های هندی باعث شکوفایی دریانوردی گردید.
بنا بر این حرکت تجاری و علمی و دریایی در عصر عباسی به بالاترین حد خود رسید؛ و با ترجمه کتاب‌های یونانی و هندی فرهنگ عرب غنّی شد. از این رو تاجران و دانشمندان و جهانگردان و دریانوردان عرب ابداعات و دستاوردهای دریانوردی خود را در قصّه‌های تجار عرب چون «قصّه ابن وهب و ابو زید سیرافی» و در کتب ادب ملی چون «حکایات سندباد» و در کتب جهانگردان و جغرافی‌دانان عرب چون ابن خردذابه و خوارزمی و مقدسی و بیرونی و ادریسی و غیره ارائه دادند.
در اینجا باید اشاره نمود که شوقی ضیف در کتاب خود «البطوله فى الشعر العربی» قصیده‌ای را از بحتری بیان می‌کند که در آن بحتری نبرد میان ناوگان عباسی به فرماندهی احمد بن دینار و روم را به تصویر می‌کشد که در سال 232 هـ روی داد؛ و دکتر عطوان نیز در کتاب حاضر این قصیده را بیان و شرح و تحلیل نمود و در اینجا نیازی به تکرار آن نیست.
اینها همه به صورت مختصر نقش و فعالیّت عرب قبل از اسلام، در صدر اسلام و اموی و عباسی بوده؛ و هدف، اثبات شناخت و آگاهی اعراب در دریا بوده؛ و اینکه فرهنگ و تمدن دریانوردی عرب در تمدن بشری تاثیر بسزایی داشت.
1- 2. دریا در قرآنخداوند در قرآن در حدود 538 آیه در باره آب و دریاها و رودها و باران‌ها و منافع دیگر آب و ضرورت آن در زندگی بشری سخن گفته؛ و همه این آیات بر این مطلب تاکید دارند که عرب از دریا آگاهی داشته؛ و از ثروت‌ها و منافع آن بهره‌مند بوده؛ و قرآن به زبان عربی و با تفصیل در باره دریا و کشتی‌ها سخن گفته است؛ این امر نشانه این است که عرب دریا را آزموده، و وسایل دریانوردی را شناخته؛ و گر نه ممکن نیست که قرآن به الفاظ و اصطلاحاتی با آنها سخن گوید که بدان شناخت نداشته باشند. این همان چیزی است که دکتر «طه حسین» در کتاب خود «فى الأدب الجاهلی» بدان اشاره می‌کند و تاکید دارد که در قرآن آیات بسیاری در باره دریا و کشتی آمده؛ پس آنها از دریا آگاهی داشته و به وسیله قرآن این موضوع را اثبات می‌کند. وی بر این باور است که حیات جاهلی را باید از قرآن استنباط کرد نه شعر جاهلی، زیرا آن جعلی و ساختگی است؛ ولی هیچ شکی در قرآن نیست، و آن آیینه عصر جاهلی است. او وجود مظاهر دریا را در شعر جاهلی انکار نموده و بر این باور است که آنچه در شعر جاهلی در باره دریا آمده بر آگاهی عرب دلالت ندارد و شعر جاهلی به کلّی جعلی و ساختگی است که ما در این مورد با او موافق نیستیم.
از آنجا که بسیاری از آیات قرآن در باره دریا و منافع آن و کشتی است، و اشاره به همه آنها در اینجا ممکن نیست، لذا به چند نمونه از آنها اکتفا می‌کنیم.
در باره توصیف دریا: أَوْ کَظُلُمَاتٍ فِی بَحْرٍ لُّجِّىٍّ یَغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ.و هُوَ الَّذِى یُسَیِّرُکُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا کُنتُمْ فِی الْفُلْکِ وَجَرَیْنَ بِهِم بِرِیحٍ طَیِّبَهٍ.
در باره رودها: وَهُوَ الَّذِی مَدَّ الأَرْضَ وَجَعَلَ فِیهَا رَوَاسِیَ وَأَنْهَارًا. و همچنین در سوره «النّمل» در باره رود آیه‌ای ذکر شد.
«سفینه» در سه جای از قرآن آمده: فَانطَلَقَا حَتَّی إِذَا رَکِبَا فِى السَّفِینَهِ و در «الکهف، 18: 89» و «العنکبوت، 29: 15» نیز آمده است. «الفُلْک» 23 بار و «الجوارى» 3 بار در قرآن ذکر شده است.
در باره منافع دریا و معادن گرانبهای آن: یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ و وَهُوَ الَّذِى سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْکُلُواْ مِنْهُ لَحْمًا طَرِیًّا وَتَسْتَخْرِجُواْ مِنْهُ حِلْیَهً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَی الْفُلْکَ مَوَاخِرَ فِیهِ.
بعد از همه این آیات باید سؤال کرد که اگر اعراب جاهلی از دریا بی‌اطلاع بودند چگونه خدواند متعال با این لغات و اصطلاحات آنها را مورد خطاب قرار می‌دهد؟ البّته برخی چون استاد علاّمه فاسیلی بارتولد تصّور می‌کنند که شعر عربی از توصیف دریا تهی است؛ و اصحاب نبیّ از سفرهای دریایی به سواحل دریا و یا بنادر نزدیک به مکّه و جدّه چیزی ذکر نکردند.
در واقع این مطالب می‌تواند پاسخی به استاد بارتولد باشد که اگر چه در منابع تاریخی از سفر به حبشه از طریق بنادر نزدیک به جدّه سخن نیامده، ولی می‌توان چنین استنباط کرد که دریانوردی عرب در قبل از اسلام اثبات شده است؛ و پیامبر با اطمینان کامل پیروانش را به هجرت به حبشه امر کرد؛ و اگر به سلامتی آن سفر مطمئن نبود، جان یارانش را به خطر نمی‌انداخت.
بعد از اینکه از طریق اسناد تاریخی و دلایل قرآنی دانستیم که چگونه اعراب دریا را شناخته و فعالیّت و اکتشافات دریایی وی در غنّی کردن فرهنگ و تمدن بشری مفید واقع شده، با بررسی کتاب حاضر مظاهر دریا را نیز در شعر عربی از نشأت آن تا پایان عصر عباسی دوم مورد بررسی قرار می‌دهیم ولی قبل از آن به شرح حال نویسنده و آثار و تألیفات او می‌پردازیم.
2. در باره نویسندهدکتر حسین أحمد عطوان یکی از نویسندگان و اساتید مشهور معاصر ادبیات عرب به شمار می‌رود. او آثار و پژوهش‌های بسیاری در زمینه ادب جاهلی و ادب اموی و ادب عباسی دارد، ولی تخصص وی ادب اموی می‌باشد. وی از سال 1964م به عنوان مدّرس وارد دانشگاه اردن گردید و در سال 1988م به مدیریت گروه زبان و ادبیات عرب در دانشکده دانشگاه اردن انتخاب شد؛ سپس از سال 1989م تا سال 1991م ریاست دانشکده ادبیات دانشگاه اردن را به عهده داشت؛ او مدّتی نیز به عنوان رییس دانشکده ادبیات دانشگاه ملی اردن بود؛ و همچنین مناصب دیگری نیز برعهده داشت؛ هم اکنون با رتبه آکادمیک «استاد» به عنوان یکی از اساتید برجسته این دانشگاه مشغول تدریس می‌باشد. از آنجا که وی نویسنده‌ای معاصر است از این‌رو اطلاعات چندانی در باره زندگی و فعالیّت‌های مختلف علمی او یافت نشد؛ هر چند برخی از کتاب‌های وی در بیشتر کتابخانه‌های دانشگاه‌های سراسر کشور موجود است، ولی شرح حال وی بسیار اندک است، و با جستجوی فراوان در سایت‌های مختلف از جمله سایت وزارت فرهنگ و ارشاد اردن و سایت دانشگاه ملی اردن، تنها مختصری از شرح حال و ایمیل وی را بدست آورد‌یم؛ بعد از بدست آوردن ایمیل وی در طی سه ماه گذشته در ایمیلی از دکتر خواسته‌ایم که شرح حال خود را برایمان ارسال نمایند اما پاسخی از وی دریافت نکرده‌ایم؛ لذا به همان مطالبی که در زمینه شرح حال و مناصب و فعالیت‌های دانشگاهی و علمی او به دست آوردیم، اکتفا نموده‌ایم که در زیر به اختصار بیان خواهیم کرد.
حسین أحمد عطوان در اِشدود در سال 1942م متولد شد؛ او تحصیلات لیسانس خود را در دانشکده ادبیات دانشگاه قاهره در سال 1953م شروع کرد، و در سال 1963م به مدرک کارشناسی ادبیات عرب نائل گردید؛ پس از مدّتی در همین رشته تحصیلات خود را ادامه داد و در همان دانشکده ادبیات در دانشگاه قاهره در سال 1966م مدرک فوق لیسانس را کسب کرد؛ و موضوع رساله وی در کارشناسی ارشد تحت عنوان «مقدمه القصیده العربیه فى الشعر الجاهلى» بود.
وی در سال 1968م برای اخذ مدرک دکتری در رشته ادبیات عرب وارد دانشگاه قاهره گردید، و در دانشکده ادبیات همین دانشگاه مدرک دکتری را اخذ نمود؛ و موضوع رساله دکتری وی به نام « مقدمه القصیده العربیه من الجریر الی المتنبّى» بود.
او در تاریخ 01/10/1964م به عنوان مربی در گروه زبان و ادبیات در دانشکده دانشگاه اردن برگزیده شد؛ سپس در تاریخ 27 /11/1968م به عنوان استادیار در همان دانشکده منصوب گردید. وی از تاریخ 28/11/1972م در همین دانشگاه به رتبه دانشیار گروه زبان و ادبیات رسید. هم‌چنین از تاریخ 30/01/1988م تا تاریخ 31/08/1989 به مدیریت گروه زبان و ادبیات عرب در دانشکده دانشگاه اردن اشتغال داشت؛ سپس از تاریخ 01/08/1989م تا تاریخ 17/08/1991م ریاست دانشکده ادبیات دانشگاه اردن را به عهده داشت. دکتر عطوان هم‌چنین از تاریخ 01/09/1992م تا 31/08/1993م رییس دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه ملّی اردن؛ و از تاریخ 01/09/2001م تا تاریخ 31/08/2002م ریاست دانشکده ادبیات و هنر دانشگاه فیلادلفیا را به عهده داشت.
او به عنوان استاد راهنما و ناظر بر تعدادی از پژوهش‌های کارشناسی ارشد و دکتری در دانشگاه اردن اشراف داشت. در سال 1992م عضو هیئت داوری جایزه ملی کشور اردن انتخاب شد. او نیز عضوی از کمیته داوری جایزه فرهنگی سلطان بن علی العویس در سال 1995م بود؛ و در تعدادی همایش مهّم نیز شرکت جست که عبارتند:
1. شرکت در همایش ادبیات اسلامی در دار العلوم اسلامی در لکنو در هند در سال 1981م؛ و پژوهشی به عنوان «الحاجه الی کتابه تاریخ الأدب العربی» ارائه نمود.
2. شرکت در همایش تاریخ خلیج عربی (فارسی) در دانشگاه «عین» امارات متحده عربی در سال 1988م؛ و ارائه مقاله «وصف استخراج اللؤلؤ بین الفرزدق والأعشی».
3. شرکت در همایش تاثیر زبان‌های اسلامی در تمدن اسلامی در فرهنگستان پادشاهی پژوهشهای تمدن اسلامی در عَمان در سال 1991م؛ و بیان نقدی بر مقاله «أثر اللغه العربیه فی الحضاره الإسلامیه». وی به خاطر فعالیت بیست سالگی خود در دانشگاه موفّق به کسب مدال سیمین دانشگاه اردن در سال 1987م گردید.
3- آثار و تألیفات3- 1. تألیفاتوی در عرصه تالیف یکی از برجسته‌ترین نویسندگان حاضر به شمار می‌رود؛ او دارای 33 اثر تالیفی می‌باشد که در زیر بیان می‌کنیم و شرح مختصری بر برخی از این آثار خواهیم داشت.
1- «مقدمه القصیده العربیه فی الشعر الجاهلی»: این کتاب از معروف‌ترین پدیده‌های فنّی قصیده عربی، و زمان نشأت آنها بحث می‌کند؛ همان مقدمه‌هایی که شاعران از زمان جاهلی همواره بر التزام و آغاز نمودن قصاید به آنها علاقه‌مند بودند. در این کتاب میان مقدمه‌های آغازین قصاید و محیط جغرافی و صحرایی و حیات اجتماعی ارتباط برقرار شده، و اشکال متنوّع مقدمه‌ها بیان می‌شود؛ و سپس از نشأت هر مقدّمه و اصول آن و مضامین و خصائص فنّی سخن گفته شده؛ و نیز آراء قدما و محدثین را در باره این مقدّمه‌ها بیان و به خوبی آنها را تحلیل می‌نماید.
2- «الشعراء الصعالیک فی العصر الأموی».
3- «شعراء الشعب فی العصر العباسی الأول».
4- «الشعراء الصعالیک فی العصر العباسی الأول»: این کتاب از اتهامی که در این عصر و در دوره‌های دیگر به شعر عربی وارد گردید، دفاع می‌کند؛ اینکه شعر از مردم و مشکلات و آرزوه‌های آنها جدا، و به خلفاء و وزراء و مانند آنها متّصل بود، و حیات بی‌بند و بار آنها را به تصویر می‌کشید؛ زیرا در این پژوش اثبات می‌شود که شاعران صعالیک در این عصر به بیان مشکلات اجتماعی، بررسی علل و عوامل آنها، بیان راه‌های صحیح برای آن مشکلات، و شورش علیه ظلم و نظام فاسد و تلاش برای دستیابی به عدالت برای تمام طبقات مختلف مردم پرداخته‌اند. نویسنده آن را به 5 فصل تقسیم نموده: فصل اول: بررسی عوامل ظهور صعالیک در عصر عباسی اول؛ فصل دوم: مقایسه صعالیک جاهلی و اموی با صعالیک این دوره؛ فصل سوم: در باره صعالیک فقیر هجو گوی و احوال آنها؛ فصل چهارم: صعالیک دزد؛ فصل پنجم: سه گروه متمایز صعالیک عباسی به نام عیّاران و طفیلیان و جوانان زیرک بغداد.
5- «مقدمه القصیده فی العصر الأموی».
6- « مقدمه القصیده العربیه فی العصر العباسی الأول».
7- « مقدمه القصیده العربیه فی العصر العباسی الثانی».
8- «الشعر العربی بخراسان فی العصر الأموی».
9- «وصف البحر والنهر فى الشعر العربی من العصر الجاهلی الی نهایه العصر العباسی الثانی»: این کتاب هم یکی از کتاب‌های مهّم مؤلف است که توسط نگارنده در این پژوهش ترجمه و بررسی گردیده.
10- «الشعراء من مخضرمی الدولتین الأمویه والعباسیه».
11- «سیره الولید بن یزید».
12- «القراءات القرآنیه فی بلاد الشام فی العصر الأموی».

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : omidfile.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

13- «الدعوه العباسیه: تاریخ وتطور».
14- « الدعوه العباسیه: مبادئ وأسالیب».
15- «الزندقه والشعوبیه فی العصر العباسی الأول»: از این جهت این کتاب به زندقه و شعوبیه نام گرفت که این دو پدیده به شدّت در این عصر انتشار یافت؛ و شرّ و خطر آنها عظیم شد. نویسنده سعی داشته مفصلاً و دقیق به بیان معانی و اسباب ظهور این دو پدیده و اهداف پیروان و شاعران معروف و آثار مهم این دو را بیان کند.
16- «الروایه التاریخیه فی بلاد الشام فی العصر الأموی».
17- «الفرق الإسلامی فی بلاد الشام فی العصر الأموی»: این کتاب توسط حمیدرضا شیخی ترجمه گردید؛ و چاپ اول آن در سال 1371 هـ .ش. درانتشارات آستان قدس رضوی در مشهد صورت گرفت. این اثر پژوهشی پیرامون فرقه‌های اسلامی عصر اموی در سرزمین شام می‌باشد که شامل چهار فصل است: فصل اول: قدّریه؛ فصل دوم: جبریه؛ فصل سوم: عُبّاد و زهّاد؛ فصل چهارم: امویان. در این کتاب نویسنده به بررسی حیات فکری در سرزمین شام از صدر اسلام تا نیمه قرن دوم پرداخته؛ زیرا فعالیّت فکری شامیان بعد از فتح این سرزمین آغاز می‌شود، و در دوران حاکمیّت امویان ادامه می‌یابد؛ و دامنه آن تا حکومت عباسیان کشیده می‌شود. دکتر عطوان از خاستگاه و زادگاه و محل نشو و نمو رهبران و پیروان فرقه‌های اسلامی شام به طور کامل سخن گفته؛ وی کوشیده تا آراء و عقاید مذهبی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی هر یک از این فرقه‌ها را روشن سازد، و ریشه‌ها و خاستگاه‌های آنها را نشان دهد.
18- «روایه الشامیین للمغازی والسیر فی القرنین الأول والثانی الهجریین».
19- «الأمویون والخلافه».
20- «مقدمه القصیده العربیه فی صدر الإسلام».
21- «مقالات فی الشعر ونقده»: شامل ده مقاله زیبا در باره شعر عربی و موضوعات جالب ‌آن در عصر جاهلی و اموی و عباسی است. مقاله اول: «الوحده النّفسیه فی القصائد الجاهلیه»؛ مقاله دوم: «وصف استخراج الؤلؤ فی الشعر الجاهلی»؛ مقاله سوم: «الشعراء الصعالیک فی العصر الأموی»؛ مقاله چهارم: «وصف البحر والنّهر فی الشعر الأموی»؛ مقاله پنجم: «الخمر والمجون فی أخبار الولیدین یزید وأشعاره»؛ مقاله ششم: «الغزل العفیف عند مخضرمی الدّولتین الأمویه والعباسیه»؛ مقاله هفتم: «وصف الطّیف فی شعر البحتری»؛ مقاله هشتم: «وصف الشبّاب والشّیب فی شعر ابن الرّومی»؛ مقاله نهم: «رأی النّقاد القدماء فی وحده القصیده العربیه»؛ مقاله دهم: «قضیّه القدیم والجدید فی القرون الأربعه الأولی للهجره».
22- «الجغرافیه التاریخیه لبلاد الشام فی العصر الأموی»: دارای دو فصل است: فصل اول: به اخبار شهرهای شام و نشأت و تطّور آنها پرداخته است؛ فصل دوم: از قبایل اعراب سرزمین شام و منازل آنها و نوع زندگی آنها سخن گفته است.
23- «الروایه الأدبیه فی بلاد الشام فی العصر الأموی»: کتاب حاضر به بررسی روایت ادبی در سرزمین شام در عصر اموی می‌پردازد؛ زیرا این موضوع دارای ارزش علمی تاریخی بسیاری است؛ و آن یکی از اصول فرهنگ عربی و اسلامی به شمار می‌رود. این کتاب شامل سه فصل است: فصل اول: اثر شامیان در روایت ادبی؛ فصل دوم و فصل سوم به تاثیر امویان و سفیانیان و مروانیان در روایت ادبی اختصاص یافت؛ که عطوان پس از بیان اخبار هریک به تحلیل و بیان می‌پردازد.
24- «الشعر والشعراء فی بلاد الشام فی العصر الأموی».
25- «الشوی فی العصر الأموی».
26- «الفقهاء والخلافه فی العصر الأموی».
27- «ملامح من الشوری فی العصر الأموی».
28- «نظام ولایه العهد وراثه الخلافه فی العصر الأموی».
29-«بیئات الشعر الجاهلی».
30- «الدراسات الدینیه بخراسان فی العصر الأموی».
31- «المرجئه والجهمیه بخراسان فی العصر الأموی».
32- «دراسات أدبیه».
33- «دراسات إسلامیه».
3-2. پژوهش‌ها1- گرد آوری و تحقیق «شعر الحسین بن مطیر الأسدی».
2- گرد آوری و تحقیق و بررسی «شعر إبراهیم بن هرمه القرشی» با همکاری محمد نفاع.
3- گرد آوری و تحقیق و بررسی «شعر عمرو بن أحمد الباهلی».
4- گرد آوری و تحقیق و بررسی «شعر مروان بن أبی حفصه».
5- گرد آوری و تحقیق و بررسی «شعر علی بن جبله (العکوک) ».
6- گرد آوری و تحقیق «شعر الولید بن زید».
4- معرفی کتاب «وصف البحر والنّهر فی الشعر العربی من العصر الجاهلی حتّی العصر العباسی الثانی»از آنجا که بررسی هر کتاب غالباً همراه معرفی آن صورت می‌گیرد، ما نیز در آغاز به معرفی اجمالی کتاب پرداخته، و سپس به بررسی آن می‌پردازیم. در این بخش، در باره کتاب شناسی، موضوع کتاب، معرفی بخش‌های آن، روش کار نویسنده و جایگاه علمی کتاب در میان تألیفات دیگر سخن می‌گوییم.
4-1. کتاب شناسینام این اثر همان‌طور که بارها گفته شد «وصف البحر والنهر فى الشعر العربی من العصر الجاهلی إلی نهایه العصر العباسی الثانی» می‌باشد، آن حاوی مجموعه مطالبی ارزشمند در باره توصیف دریا و مظاهر آن در شعر عربی از آغاز عصر جاهلی تا پایان عصر عباسی دوم است؛ که نویسنده آن را به زبان عربی نگاشته؛ این کتاب دارای یک مقدّمه و چهار فصل و یک خاتمه مختصر است که از 105 صفحه تشکیل یافته. این کتاب اولین بار در اداره فرهنگ و هنر در عمان پایتخت اردن در سال 1975م چاپ گردید، و سپس در سال 1982 در «دار الجیل» بیروت برای بار دوم به زیر چاپ رفت.
4-2. موضوع کتاب کتاب «وصف البحر و النهر فی الشعر العربی» یکی از موضوعات مهّم و فراموش شده شعر عربی را کشف می‌کند که مورد توّجه محققان قدیم قرار نگرفته؛ و پژوهشگران جدید نیز آنچنان بدان نپرداخته؛ و حتّی برخی از آنها وجودش را در شعر عربی انکار نموده‌اند. لذا این کتاب موضوع وصف دریا و رود را در شعر عربی از نشأت آن تا پایان عصر اموی مورد بررسی قرار می‌دهد؛ و این اثر مجموعه‌ای مهّم در این موضوع ادبی به شمار می‌رود.
نویسنده کتاب تلاش نموده تا با روش علمی و تحلیلی به موضوع بپردازد؛ لذا وی در ابتدا دیدگاه‌های ادبای قدیم و جدید عرب را در باره شناخت و آگاهی عرب جاهلی از دریا بیان می‌کند، و با اسناد محکم به ردّ آنها می‌پردازد. وی سپس از شاعران مشهور و بزرگ هر دوره نمونه‌ شعری در جهت اثبات ادعای خویش بیان می‌کند، و به شرح و تحلیل آنها می‌پردازد؛ و بعد از آن نتیجه‌گیری می‌کند که شاعران عرب از دریا و رود در شعر خود الهام گرفته؛ و به صورت گوناگون این الهام را در اشعار خویش بیان نمودند. او همچنین موضوعات وصف دریا و رود را از اشعار استخراج، و سپس دسته بندی نمود.
4- 3. بخش‌های کتابنویسنده این کتاب را در چهار باب تنظیم کرده که در زیر توضیح مختصری از هر یک ارائه می‌دهیم.
4-3 - 1. باب اول: عصر جاهلیاین باب اصلی‌ترین و مهّم‌ترین باب کتاب به شمار می‌آید. در این باب مباحث ارزشمندی پیرامون هدف از تألیف کتاب، دیدگاه‌ ادبای قدیم و جدید و مطالب ارزشمند دیگری بیان شده. نویسنده این باب را به هفت بخش تقسیم نموده.
4- 3- 1- 1. بخش اول: دیدگاه محققان در باره توصیف دریا و رود
نویسنده دیدگاه محققان قدیم و جدید را در باره توصیف دریا و مظاهر آن در شعر عربی بیان می‌کند؛ و سپس به نقد آراء آنها می‌پردازد. وی محمّد بن سلام الجمحی را از این جهت که در کتاب خود «طبقات فحول الشعراء» به اثر دریا در شعر جاهلی نپرداخته، بویژه شعر شاعرانی که در سواحل دریا می‌زیسته؛ و جاحظ را به خاطر اینکه در کتاب «الحیوان» بخشی را به ماهی و دیگر حیوانات دریایی اختصاص نداده، مورد انتقاد قرار می‌دهد؛ و بعد از آن به نقد آراء دکتر طه حسین می‌پردازد.
4- 3 - 1- 2. بخش دوم: تشبیه هودج به کشتی
عطوان موضوعات وصف دریا را در شعر جاهلی به شش بخش تقسیم نموده که در این بخش اولین موضوع از آنها را بیان؛ و سپس در بخش‌های بعدی دیگر موضوعات وصف دریا را ذکر می‌کند. در این بخش تشبیه هودج به کشتی آمده، او اشعاری از امرؤ القیس، عبید بن أبرص، بشر بن أبی خازم أسدی، مرقش أکبر، نابغه ذبیانی، زهیر، طرفه بن عبد و مثقب عبدی را بیان، و به شرح و تحلیل آنها می‌پردازد.
4- 3- 1- 3. بخش سوم: تشبیه محبوب به مروارید و توصیف غوّاصی و غوّاصان
در این قسمت یکی از رایج‌ترین موضوعات توصیف دریا بیان شده که تنها شاعران قبایلی که در یمامه فرود آمده، بدان نپرداخته بلکه شاعران قبایلی که در سرزمین‌های نجد و حجاز فرود آمده، از جمله امرؤ القیس، نابغه ذبیانی، قیس بن خطیم و مخبّل سعدی نیز به بیان این تشبیه پرداخته؛ عطوان بر این باور است که این تشبیه به واسطه أعشی و مخبّل سعدی تطّور یافته است.
4- 3- 1- 4. بخش چهارم: سفر دریایی بازرگانی و تاریخی
این موضوع یکی از نادر‌ترین موضوعات وصف دریا در شعر جاهلی به شمار می‌رود؛ که نویسنده به بیان اشعاری از بشر بن أبی خازم أسدی در باره سفر دریایی تجاری به هند پرداخته، و سپس به تحلیل آنها می‌پردازد؛ اینکه از ارزش تاریخی زیادی برخوردار است؛ و بعد از آن اشعاری از أمیّځ بن أبی صلت در توصیف کشتی نوح آورده است.
4- 3- 1- 5. بخش پنجم: تشبیه مهارت هنری خود به مهارت ماهی در شنا کردن
چهارمین موضوعات توصیف دریا تشبیه توانایی و مهارت استادانه خود در نظم و نثر به مهارت ماهی در شنا کردن است. این تشبیه از شگفت‌ترین، دشوارترین، و کمیاب‌ترین موضوعات دریا در شعر جاهلی به شمار می‌رود. عطوان در این زمینه اشعاری از عبید بن أبرص بیان می‌کند. باید گفت که شاعران گذشته عادت داشته‌اند که اشعار خویش را به مرواریدهای گرانبها یا نیزه‌های بلند و مستقیم؛ و زبان خود را به شمشیر برّان تشبیه نمایند؛ امّا عبید بن أبرص هنگامی که به فصاحت و مهارت خود در فنون شعری افتخار می‌کند، با اینکه پرورش یافته صحرا است، امّا او مهارت خویش را به مهارت شنای ماهی در دریایی ژرف تشبیه می‌کند؛ و این تصویر، تصویر نادر و جهشی در مضمون شعر جاهلی محسوب می‌گردد؛ با اینکه او در ساحل دریا نزیسته بود.
4- 3- 1- 6. بخش ششم: موضوعات گوناگون
بهره‌گیری شاعر جاهلی از محیط دریا و به کارگیری آن در اشعارش تنها به موضوعات پیشین محدود نمی‌شود؛ بلکه او در شعر خود سواحل دریا و ستیزه قبایل برای دستیابی به سواحل، و راه‌های کشیده شده در راستای آن را بیان نموده است. شاعر فراوانی افراد لشکر را به موج‌های انباشته، و سوار بر هم دریا، تشبیه کرده است. وی همچنین از مالیاتی که دریانوردان هنگام گذر از برخی بنادر (اسکله‌ها) ‌پرداخته، و کالا‌های خود را در آنها می‌فروختند، سخن گفته است. در این قسمت عطوان برای هر یک از موضوعات ذکر شده اشعاری بدون تحلیل و شرح ارائه می‌دهد.
4- 3- 1 – 7. بخش هفتم: تشبیه کرم و بخشش ممدوح به رود پر آب
موضوع هفتم از توصیف دریا در شعر جاهلی تشبیه دهش و بخشش بسیار ممدوح به رود خروشان و پر آب است. بسیاری از شاعران جاهلی به این نوع تشبیه اهتمام ورزیده؛ و به تفصیل و شرح، و ویرایش و بررسی آن، پرداخته‌اند. نویسنده اظهار می‌دارد که ممکن است آن دسته از شاعرانی که به دربارهای «غساسنه» در شام و «مناذره» در عراق رفت و آمد بسیار داشتند، این نوع تشبیه را ابداع نموده باشند؛ و آنگاه دیگر شاعران از آنان تقلید کرده، و آن را وارد شبه جزیره عربستان کرده باشند. طبق معمول نویسنده در این زمینه اشعاری بیان و به شرح و تحلیل آنها می‌پردازد.
4- 3- 2. باب دوم: عصر امویمطالب این باب به دو بخش تقسیم شده است.
4- 3- 2- 1. بخش اول: توصیف مسافرت در رودخانه
چنین تصور می‌شد که شاعران دوره اموی اشعار بیشتری در توصیف دریا بسرایند، و موضوعات قدیمی وصف دریا را دگرگون ساخته، و موضوعات جدیدی به آنها بیافزایند؛ زیرا شاعران جاهلی با پرداختن به برخی توصیفات دریا - که در معرفی باب اول توضیح آنها گذشت - پایه‌های این توصیف را برای آنان بنیان نهادند؛ امّا دگرگونی چندانی در توصیف‌ آنها از دریا پدید نیاورد؛ چرا که تلاش شاعران اموی همچنان به توصیف سفر در رود یا توصیف ترس و هراس از سفر دریایی محدود می‌شد. البّته این سفر تجاری و تاریخی نبود، بلکه تنها تصویری از کوچ زنان کجاوه‌نشین از مکانی به مکان دیگر، در رود نیل یا رودهای عراق بود. چنین گمان می‌رود که «عبید الله بن قیس الرقیات» نخستین کسی است که این توصیف را دگرگون ساخته؛ و آن را از مرحله تشبیه منجمد و یکنواخت (کلیشه‌ای) سنتی _که تنها به توصیف صحرا و جماد بی‌جان محدود بود_ به مرحله جان‌بخشی یعنی توصیف کوچ زنان با کشتی در رود نیل دگرگون نمود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *