— -فایل مقاله رایگان ریسرچ - تحقیق - مقاله -544)

ارایه پیشنهادات و راهکارها جهت افزایش ضریب امنیت اجتماعی شهری در راستای ساماندهی دستفروشان
1-4-2-اهداف ارمانی پژوهش:
1- ساماندهی به دستفروشان در معابر و گذرها
2-نظارت ادارات ذی ربط از سد معبر معابر عمومی
3-ایجاد بازارچه های دستفروشان در تمام مناطق تهران و حومه
4-نظارت مستقیم مسول بازارچه ها در مورد تهیه و توزیع اجناس از طرف دستفروشان
5-امکان دسترسی خریداران برای تهیه اجناس و تعویض در صورت معیوب بودن
6-جلوگیری از فضای نا به سامان معابر و گذرگاه ها
7-برخورد با افرادی که اجناس بدون فاکتور ارائه می نمایند
8-استفاده از مکان های شهرداری که از آنها استفاده بهینه به عمل نمی آید
9-ایجاد امنیت شغلی برای دستفروشان و همچنین جلوگیری از ازدحام مردم در معابر
1-4-3- هدف کاربردی:
از طریق انجام این پژوهش و نتایج و یافته های ان می توان ضمن شناسایی مهمترین چالشها و مشکلاتی که دستفروشان برای امنیت اجتماعی شهری ایجاد می کنند ، به ارایه راهکارهای اجرایی برای سازماندهی و ساماندهی دستفروشان ارایه نمود.
نتایج و یافته های این تحقیق می تواند مورد استفاده سازمانها و دستگاههای زیر قرار گیرد:
شهرداری تهران
نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران
وزارت کشور
سازمان بهزیستی
1-5- سوالات تحقیق:
ایا بین تراکم جمعیت دستفروشی و امنیت اجتماعی شهری در بازارچه جنت رابطه معنادار وجود دارد؟
ایا بین ساماندهی فیزیکی دستفروشان و امنیت اجتماعی در بازارچه جنت رابطه معنادار وجود دارد؟
ایا بین سطح تحصیلات دستفروشان و امنیت اجتماعی شهری در بازارچه جنت رابطه معنادار وجود دارد؟
ایا بین تعداد ساعات کار دستفروشان و امنیت اجتماعی شهری در بازارچه جنت رابطه معنادار وجود دارد؟
ایا بین سابقه کار دستفروشی ( مدت زمان ) و امنیت اجتماعی شهری در بازارچه جنت رابطه معنادار وجود دارد؟
ایا بین نوع مشاغل دستفروشان و امنیت اجتماعی شهری در بازارچه جنت رابطه معنادار وجود دارد؟
ایا بین وضعیت تاهل دستفروشان و امنیت اجتماعی شهری در بازارچه جنت رابطه معنادار وجود دارد؟
1-6- فرضیه های تحقیق:
بین تراکم جمعیت دستفروشی و امنیت اجتماعی شهری در بازارچه جنت رابطه معنادار وجود دارد؟
بین ساماندهی فیزیکی دستفروشان و امنیت اجتماعی در بازارچه جنت رابطه معنادار وجود دارد؟
بین سطح تحصیلات دستفروشان و امنیت اجتماعی شهری در بازارچه جنت رابطه معنادار وجود دارد؟
بین تعداد ساعات کار دستفروشان و امنیت اجتماعی شهری در بازارچه جنت رابطه معنادار وجود دارد؟
بین سابقه کار دستفروشی ( مدت زمان ) و امنیت اجتماعی شهری در بازارچه جنت رابطه معنادار وجود دارد؟
بین نوع مشاغل دستفروشان و امنیت اجتماعی شهری در بازارچه جنت رابطه معنادار وجود دارد؟
بین وضعیت تاهل دستفروشان و امنیت اجتماعی شهری در بازارچه جنت رابطه معنادار وجود دارد؟
1-7- متغیرهای تحقیق:
در پژوهش حاضر ساماندهی مشاغل کاذب به عنوان متغیر مستقل و امنیت اجتماعی شهری به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شده است.
1-8-تعریف متغیرها:
1-8-1- جرایم شهری
براساس تعاریف نیروی انتظامی جرایم شهری، جرایمی هستند که در سطح شهرها امکان وقوع دارند و در روستاها اتفاق نمیافتند. اما براساس بررسیهای انجام شده در مرکز مطالعات برنامهریزی شهری سازمان شهرداریهای کشور جرایم شهری تعریف خاص خود را دارند و معمولاً شامل جرایمی میشوند که در فضاهای عمومی شهر و یا مکانهایی که احتمال سرایت جرم از فضاهای عمومی به فضاهای خصوصی وجود دارد، صورت میپذیرند.
1-8-2- احساس امنیت
امنیت نوعی احساس آرامش و آسایش درونی قلمداد میشود که از مؤلفههای فعال محیط حاصل شده و پس از ادراک ذهنی، گونهای احساس در امان بودن را به وجود میآورد. احساس امنیت نیز از قرارگیری انسان در شرایط محیطی به مثابه نوعی ادراک روانی حاصل میشود که از یک ساختار شهری و فرهنگی ـ اجتماعی به ساختار دیگر متمایز میگردد. بر این اساس شکلگیری احساس امنیت از لحاظ روان شناختی، وابسته به شرایط محیط شهری، کنشها و حوادث آن از یک سو و از سویی دیگر نوع برداشت و سطوح ادراکی در آن ساختار فرهنگی است و همین دو اصل آن را از شهری به شهری و از ملیتی تا ملیتی دیگر متفاوت میکند، به گونهای که نیازهای ایمنی بعد از نیازهای زیستی مهمترین نیازهای انسانی به شمار میآیند(حشمتی، 1382،12).
1-8-3- فضاهای شهری
«فضای شهری، چیزی نیست جز فضای زندگی روزمره شهروندان که هر روز به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه در طول راه، از منزل تا محل کار ادراک میشود. فضای شهری به عنوان یکی از زیرمجموعههای فضا، از مقوله فضا مستثنی نیست. بدین معنی که ابعاد اجتماعی و فیزیکی شهر رابطهای پویا با یکدیگر دارند. در واقع فضای شهری مشتمل بر دو فضای اجتماعی و فیزیکی میشود. به تعبیر گاتمن محیط مصنوع یک سختافزار است که در درون آن، نظام اجتماعی به مثابه یک نرمافزار عمل میکند (مدنیپور،1379،48).
بنابراین فضای شهری به مفهوم صحنهای است که فعالیتهای عمومی زندگی شهری در آن به وقوع میپیوندند از این رو مسئله امنیت این نقاط بسیار واجد اهمیت است. خیابانها، میادین و پارکهای یک شهر فعالیتهای انسانی را شکل میدهند. این فضاهای پویا در مقابل فضاهای ثابت و بیحرکت محل کار و سکونت، اجزای اصلی و حیاتی یک شهر را تشکیل داده، شبکههای حرکت، مراکز ارتباطی و فضاهای عمومی بازی و تفریح را در شهر تأمین میکنند (بحرینی،1382،313)
1-8-4- مشاغل کاذب
مجموعه تلاشهایی که افراد در سنین مختلف و در جنسیت متفاوت در ساعات شبانه روز بقصد کسب درآمد عمدتاً در شهرهای (پرجمعیت و فقیر) کشورهای جهان سوم در بخشهائی که مستقیماً کشاورزی یا صنعت و خدمات سالم نمی باشد انجام داده از ناحیه دولتها رسمیت نداشته از طرف نهاد و مقامی نیز حمایت نشده برنامه ریزان آنها را تایید نکرده خود نیز با علاقه و به نیت همیشگی آنها را انتخاب ننموده فاقد سرمایه و ابزار زیاد بوده حذف آنها خللی جدی و درازمدت در جامعه ایجاد نمی‌نماید. (صرامی ، 1385: 53)
1-9- روش و نوع تحقیق:
تحقیق حاضر از نوع تحقیقات توصیفی ومیدانی است. همچنین این پژوهش را می توان از نوع تحقیقات کاربردی به شمار آورد. در تحقیق کاربردی، مواد و جنبه های عملی و کاربردی در مسایل واقعی و استفاده عینی از نتایج تحقیق کاملاً مورد توجه قرار می گیرد. هدف محقق از تحقیق کاربردی، دستیابی به اصول و قواعدی است که در موقیعت های واقعی و عملی به کار بسته می شوند و به بهبود محصول و کارایی روش های اجرایی کمک می کنند. (شریفی و شریفی، 1383: 87)
همچنین پژوهش حاضر به لحاظ روش در جمله تحقیقات پیمایشی (زمینه یابی) می باشد. تحقیق زمینه یابی روشی برای بررسی ماهیت ویژگی ها و ادراک های شخصی (نگرش ها، باورداشت ها، عقاید و امور مورد علاقه) مردم از طریق تجزیه و تحلیل پاسخ به پرسشهایی است که به دقت تدوین شده اند. (روزنبرگ و دیلی، 1993)
1-10- جامعه اماری تحقیق:
جامعه اماری دراین تحقیق عبارتست از کلیه دستفروشان بازارچه جنت که تحت نظارت شهرداری منطقه 5 تهران می باشند و در زمان این تحقیق به کار دستفروشی مشغول بوده اند.
می باشد.
نمونه گیری به روش هدفمند و از میان دستفروشان و صاحبان مشاغل کاذب در محدوده جغرافیایی بازارچه جنت انجام شده است.
حجم نمونه
نمونه ، معمولا گروهی از افراد جامعه است که معرف آن جامعه بوده و کم و بیش ویژگی های افراد جامعه را داراست.
برای محاسبه حجم نمونه در هر تحقیق با توجه به امکانات محقق و نوع تحقیق می‌توان اقدام نمود. در این پژوهش به منظور تعیین تعداد مناسب افراد نمونه که بتوانند معرف جامعه‌ آماری باشند از روش زیر استفاده می‌شود.
برای محاسبه حجم نمونه می‌توانیم از فرمول زیر (فرمول کوکران) استفاده کنیم.

که در این فرمول
N = حجم جامعه آماری (چند نفر)= 300 نفر کل تعداد دستفروش بازارچه جنت اباد
T=Z= اندازه متغیر در توزیع طبیعی که برابر با 96/1 است.
P= درصد توزیع صفت در جامعه که برابر با 5% در نظر گرفته می شود
q= درصد افرادی که فاقد آن صفت در جامعه هستند که برابر با 5% در نظر گر فته می شود.
d= تفاضل نسبت واقعی صفت در جامعه که برابر با 5% در نظر گرفته می شود.
لذا با قرار دادن اعداد فوق در این فرمول تعداد نمونه مورد نیاز در این پژوهش به روش زیر محاسبه می‌گردد.

تعداد 84 نفر از دستفروشان و صاحبان مشاغل کاذب به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند.
1-11- ابزار جمع اوری اطلاعات :
ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش پرسش نامه محقق ساخته ای است که از دو بخش تشکیل شده است . در بخش نخست تحقیق ویژگیهای دموگرافیک پاسخگویان نظیر سن ، تحصیلات ، میزان درامد ، سابقه دستفروشی، نوع دستفروشی ونظایر ان را مورد سنجش قرار می دهد. در بخش دوم پرسش نامه به طرح سوالات اصلی تحقیق اختصاص دارد که به بررسی نقش سازماندهی مشاغل کاذب در امنیت اجتماعی شهری می پردازد.
فصل دوم
ادبیات تحقیق و پیشینه
بخش اول : امنیت و امنیت شهری، جرم و جرایم شهری
2-1-مفهوم امنیت
امنیت در لغت به معنای آرامش، آسایش و ایمنی است. (قورچیبیگی،1386،12) امنیت و ایمنی (Safety and Security) در سلسله مراتب نیازهای انسانی، مرتبهای بالاتر از نیازهای زیستی- همچون خوراک، پوشاک، مسکن و جز اینها را به خود اختصاص میدهد. به عبارت دیگر، اولین و اساسیترین نیاز انسانی هر فرد امنیت میباشد. انسان مدنی برای زندگی در جمع و دستیابی به مراتب بالای رشد، نیازمند امنیت، ایمنی و آرامش خاطر است. امنیت را میتوان از ابعاد گوناگون تحلیل نمود. تعابیری چون امنیت اقتصادی، امنیت اجتماعی، امنیت شغلی و امنیت فردی از جمله آنهاست. برقراری هرکدام از انواع امنیت، لوازم و روشهای خاص خود را دارد؛ اما امنیت علاوه بر شاخصههای بیرونی و تعاریف خاص خود، از جنبههای درونی هر فرد نیز اهمیت ویژهای دارد. به دیگر سخن، امنیت بیشتر احساس درونی است تا شاخص بیرونی؛ و احساس امنیت فردی و جمعی در بردارنده شاخصههای امنیت است. در دنیای کنونی به لحاظ گسترش شهرنشینی و تعاملات ویژه شهروندان با یکدیگر، و همچنین از منظر طراحی شهری و معماری، امنیت در شهرها اهمیت خاص پیدا کرده است. شهر به عنوان نماد زندگی جمعی در دنیای کنونی نیازمند نگاه ویژه در مقوله امنیت است.(علی آبادی،1384،4)
2-2- اقسام امنیت :
2-2-1- امنیت از لحاظ درونی و بیرونی ( امنیت ذهنی – امنیت عینی )
الف – امنیت ذهنی عبارتست ازحس آرامش اطمینان و رهایی از هر نوع ترس و تهدید و وحشت .
ب- امنیت عینی شامل وضعیتی است که ارزشهای حیاتی در آن وضعیت از هر نوع تهدید و تحرک محفوظ بماند از جنبه درونی هر فرد نیز اهمیت ویژه ای دارد به دیگر سخن ، امنیت بیشتر احساس درونی است تا شاخص بیرونی و احساس امنیت فردی و جمعی در بردارنده شاخصه های امنیت است .
آرنولر و لفزر درتعریف خود از امنیت آورده است : امنیت در معنای عینی ، نبود تهدید برای ارزشهای کسب شده و درمعنای ذهن ، عدم ترس و وحشت از جمله بر ارزشهاست .
2-2-2- تعریف امنیت از لحاظ موضوع :
امنیت را ازلحاظ موضوع می توان بصورت زیر تقسیم نمود که دراینجا به شرح بعضی ازآنها می پردازیم.
امنیت فردی ، امنیت اجتماعی ، امنیت شغلی ، امنیت محیط طبیعی ، امنیت مرزی ، امنیت ملی ، امنیت فرهنگی ، امنیت جانی ، امنیت مالی ، امنیت قضایی ، امنیت سیاسی ، امنیت اقتصادی ، امنیت سرمایه گذاری و امنیت شهری .

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : omidfile.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

الف) امنیت فردی ؛ حالتی است که در آن فرد فارغ از ترس آسیب رسیدن به جان و مال یا آبروی خود یا از دست دادن آنها زندگی کند . از ویزگیهایی یک حکومت بالنده این است که اعضای آن در امور زندگی و در راستای ایفای نقش خویش نگران از دست رفتن آبروی خویش نباشند و دیگران نیز جرات تهمت زدن و هتک حرمت را به خود ندهند که به راحتی حیثیت مردم را بازی بگیرند .
ب) امنیت اجتماعی : حالت فراغت همگانی از تهدید است که کردار غیر قانونی دولت یا دستگاهی یا فردی یا گروهی در تمامی یا بخشی از جامعه پدید می آورد . وهمچنین امنیت اجتماعی عبارتست از کلیه اقدماتی که به موجب آن اقشار مختلف مردم در محیطی آرام بتوانند فعالیتهای اجتماعی خود را انجام دهند . در تعریف دیگر امنیت اجتماعی ، به میزان اطمینان یک کشور به توانایی مقاومتش در برابر دیگر کشورها گفته می شود .
ج) امنیت شغلی : به مفهومی اطلاق می گردد که فرد یا گروه با حالت راحت و بدون اندک دلشوره و نگرانی به داد و ستد و کسب و کار مشروع خویش مبادرت ورزد .
د) امنیت محیط طبیعی : که عبارت است از عدم تعریض به محیط زیست.
ه) امنیت مرزی : برقراری نظم درمرزهای کشور و نداشتن اضطراب از هرگونه تجاوز و تهاجم کشورهای بیگانه و به مرزها .
س) امنیت ملی : حالتی است که ملتی فارغ از تهدید از دست دادن تمام یا بخشی از جمعیت ، دارایی یا خاک خود به سر برد. امنیت ملی به مرزهای کشور محدود نمی شود ، استراتژی های دراز مدت اقتصادی و نظامی و سیاسی می تواند مرزهای امنیت را تا حد مناطق نفوذ یک کشور وسعت بخشد. ظرفیت اقتصادی یک کشور که سرچشمه تمام قدرتهای اوست . بعلاوه وضع نهادهای سیاسی و حقوقی کشور می تواند در تحکیم امنیت ملی بسیار موثر باشد .
ش) امنیت فرهنگی : حالتی است که مردم یک جامعه از بعد فرهنگی و از جنبه های معنوی دارای مصونیت ویژه ای باشند. بعنوان مثال فرد دانش پژوهی در محیط علمی خویش فاقد حق اظهار نظر شخصی یا گروهی باشد و نتواند مخالفت یا موافقت خویش را براحتی بیان کند و مطالب گوناگون کتب مذهبی و علمی و نیز نظرات معلمین و استادان را به نقد بکشاند چنین فردی دچار رکود فکری وجمود ذهنی گردیده که جبران آن ناممکن خواهد بود.
ر) امنیت در حیطه شهری :
احساس ثبات درحقیقت نوع حقوق و تکالیفی است که هر انسان نسبت به دیگران و محیط پیرامونش دارد و همچنین اطمینان از وجود حفظ و اجرای آن حقوق و تکالیف در مفهوم بسیار کلی وجزئی است. کسی احساس امنیت می کند که نسبت به این مفهوم آسوده خاطر باشد و از نظرحقوقی چیزی که وی به عنوان قاعده اخلاقی نسبت به خودش شناسایی کرده است از طرف دیگران هم معتبر شمرده شود و مورد رعایت و احترام قرار گیرد . در نتیجه امنیت شهری در واقع مجموعه حقوقی است که هر انسانی باید به عنوان موجودی شهرنشین از آن بهره مند گردد.
2-2-3- امنیت شهری
یکی از رویکردهای جدید در شهرسازی، شهر ایمن است. در این رویکرد امنیت نوعی احساس آرامش و آسایش درونی قلمداد میشود که از مؤلفههای فعال محیط حاصل شده و پس از ادراک ذهنی، گونهای احساس در امان بودن را به وجود میآورد. احساس امنیت نیز از قرارگیری انسان در شرایط محیطی به مثابه نوعی ادراک روانی حاصل میشود که از یک ساختار شهری و فرهنگی ـ اجتماعی به ساختار دیگر متمایز میگردد. بر این اساس شکلگیری احساس امنیت از لحاظ روان شناختی، وابسته به شرایط محیط شهری، کنشها و حوادث آن از یک سو و از سویی دیگر نوع برداشت و سطوح ادراکی در آن ساختار فرهنگی است و همین دو اصل آن را از شهری به شهری و از ملیتی تا ملیتی دیگر متفاوت میکند، همانطور که عنوان گردید نیازهای ایمنی بعد از نیازهای زیستی مهمترین نیازهای انسانی به شمار میآیند (1954،Maslow) که از لحاظ روانشناختی بیانگر نیاز انسان به آرامش درونی و آسایش روانی و پرهیز از آشفتگی و بی نظمی ساختاری حاکم بر جامعه است. بی نظمی ساختار اجتماعی نیز میتواند از گسترش ناامنی به وجود آید که به خشونت اجتماعی یا خرده فرهنگهای هنجار ستیز منتهی میگردد (Brantingham،1976). "دورکیم" عقیده دارد که جرم خیزی و ارتکاب جرایم در ساختاری شهری یک پدیده طبیعی و اجتماعی است و ریشه رفتارهای غیرعادی را در محیط اجتماعی شهری جستجو میکند و لذا علت را در میان کارکرد ساختهای اجتماعی مییابد (مساواتیآذر،1374،17). امنیت شهری دارای ابعاد متمایزی است که از مفاهیم اجتماعی و فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، مذهبی و دینی در ساختار شهری حاصل میشود. التفات به مقوله امنیت شهری از آن جهت اهمیتی مضاعف مییابد که با نگاهی به رشد شهرنشینی و افزایش جمعیت شهرنشین که اختلاط و درهمآمیزی بیشتر انسانها را در ساختار شهر به همراه دارد، میتوان این مقوله را مرتبط با امنیت ملی و انسجام اجتماعی دانست. علاوه بر این، مرکز تحقیقات جرم شناسی کرسون پاریس اشاره دارد که 23 درصد جوانان مجرم در مناطق شهری با تراکم جمعیتی زیاد و مشکلات مسکن هستند که مرتکب جرم میشوند (مساواتیآذر،1374،28) و این همه میتواند یادآور این نکته باشد که ساختار شهری و مشکلات آن میتواند در میزان ارتکاب جرایم و به تبع آن کاهش میزان امنیت شهروندان تأثیر داشته باشد. این گسترش بیرویه میتواند این نکته را یادآور شود که هر افزایش جمعیتی در ساختار شهری میتواند به کنشها و واکنشهای گوناگون در عرصه جمعی تبدیل گردد که در نهایت امکان کاهش میزان احساس امنیت از دیدگاه شهروندان در ابعاد اقتصادی، فرهنگی و حتی جانی و مذهبی را نیز به همراه دارد. از سویی دیگر این امر را میرساند که میبایست برای تعداد بیشتری از ساختارهای شهری امنیت مورد بررسی قرار گیرد، چرا که امنیت بواسطه تهدیدها مورد چالش واقع میشود و این تهدیدها ناشی از این امر است که افراد در محیط اجتماعی به سر میبرند و فشارهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی این محیط است که امنیت شهروندان را دچار نقصان میکند. این تهدیدها را میتوان در قالب تهدیدهای اقتصادی مانند عدم دسترسی به شغل و تهدید نسبت به حقوق شهروندی یا تهدید جایگاه اجتماعی بیان کرد (قورچیبیگی،1386،17).
امنیت در ساختار کالبدی شهری یا جلوگیری از جرایم شهری از طریق طراحی شهر نیز جدیدترین رویکرد به مقوله امنیت در ساختار شهری به حساب میآید که میبایست همراه با دیگر مؤلفهها در شهر، مورد ارزیابی و پژوهش قرار گیرد.سند جهانی ایمن شهر هابیتات(2005،Un-Habitat Safe Cities) نیز به تجاوزات شهری و سیاستهای امنیتی شهری، در کاهش جرایم در شهرها میپردازد و راه کارهای مداخلاتی در ابعاد اجتماعی و کالبدی را بیان میدارد. فقدان احساس امنیت متمرکز و عدم گسترش کمی و کیفی آن، میتواند محل چالش توسعه پایدار و ثبات سیاسی و اقتصادی، همبستگی اجتماعی و سلامت ساختار شهری در ابعاد انسان شناختی در مقولههای اجتماعی اقتصادی و غیره به شمار آید (محمودینژاد،1385،37). از این جهت که راهبردهای معطوف به امنیت شهروندی، امری مؤثر بر تمامی جنبههای سیاستگذاری نظام و فرآیند تصمیمسازی در حوزه برنامهریزی و طراحی شهری میباشد، التفات همزمان به مفاهیم "امنیت شهری" و بهرهگیری از سرمایه اجتماعی و مشارکت همگانی در ارتقاء امنیت شهری امری اساسی به نظر میآید. بر این اساس است که التفات به ملاحظات اجتماعی و فرهنگی، اقتصادی، مذهبی و ملی و بخصوص کالبدی در مقوله احساس امنیت از دیدگاه شهروندی در روند برنامهریزی و طراحی شهری، از این لحاظ مهم مینماید که تأمین آسایش همگانی و رفاه شهروندی را تنها در صورتی شدنی میداند که امنیت به عنوان اصلیترین عامل برای مشارکتسازی و مشارکتپذیری شهروندی مورد بررسی قرار گیرد. از سویی دیگر امنیت انسانی از مهمترین مشخصههای رفاه اجتماعی تلقی میشود، به نحوی که محور اصلی توسعه پایدار در قرن حاضر را امنیت انسانی تشکیل میدهد که براساس گزارش توسعه انسانی سازمان ملل در سالهای 1994 و 1998 میلادی، جنبههای امنیت شغلی، امنیت از جهت درآمد، سلامت جسمی و روانی و امنیت زیستمحیطی را نیز در بر میگیرد (بمانیان،1387،63).
براین اساس امنیت انسانی مهمترین بخش مفاهیم توسعه پایداررا تشکیل میدهد که امکان تأمین نیازهای انسان امروز بدون از بین بردن توانمندی نسلهای آینده برای دستیابی به آرزو و نیازهایشان را فراهم میکند. در بعد اجتماعی از دیدگاه انسان شناختی میل به حیات اجتماعی شهر، اساس روانشناختی انسان کلان شهری در تشدید تحریکات عصبی نهفته است که ناشی از تغییر سریع و مستمر محرکهای بیرونی و درونی است. بر این اساس مقوله امنیت شهری در فرآیند ادراکی شهروندان و در بستر حیات اجتماعی شهری، به طور ماهوی دچار چالش میشود و بخش عظیم بازخوراندهای سیستم اجتماعی و فرهنگی شهر به مثابه عواملی که انسان شهری را تحتالشعاع قرار میدهد، میتوانند در ارتباط با عامل امنیت مورد تدقیق و بررسی قرار گیرند (قورچیبیگی ،1386،23).
2-3- مفهوم جرم در مطالعات شهری
نظریه پردازان هر یک با توجه به رشته تخصصی خود و عقاید مکتبی که از آن الهام گرفتهاند تعریفهای گوناگونی از جرم نمودهاند. ولی تا کنون تعریف جامعی که مورد قبول همگان قرار گیرد به عمل نیامده است. حقوقدانان با توجه به جرایم مندرج در قوانین کیفری و یا تعریفی که قانونگذار از جرم به عمل آورده اکتفا میکنند در صورتیکه جامعهشناسان با بررسی موضوعات اجتماعی و جرم شناسان بر مبنای اصول جرم شناسی به تعریف "جرم" میپردازند.
2-3-1-تعریف حقوقی جرم
عدهای از حقوقدانان معتقدند که نقض قانون هر کشوری در اثر عمل خارجی، در صورتیکه انجام وظیفه یا اعمال حقی آنرا تجویز نکند مستوجب مجازات هم باشد جرم نامیده میشود. برخی دیگر، هر فعل و یا ترک فعلی را که نظم، صلح و آرامش اجتماعی را مختل سازد و قانون نیز برای آن مجازاتی تعیین کرده باشد، جرم میدانند. در حقوق کیفری ایران بنا بر ماده 3 قانون مجازات اسلامی (مصوب 03/10/1370 مجلس شورای اسلامی) هر فعل یا ترک فعلی که مطابق قانون قابل مجازات یا مستلزم اقدامات تأمینی و ترتیبی باشد جرم محسوب میشود و هیچ امری را نمیتوان جرم دانست مگر به موجب قانون برای آن مجازات و یا اقدامات تأمینی یا ترتیبی تعیین شده باشد.(حشمتی، 1382،12)
2-3-2-تعریف جامعه شناسی جرم
جامعه شناسان معتقدند که جرم یک پدیده طبیعی و دائمی است و در هر زمان و مکانی اتفاق میافتد، با تحولات اجتماعی تغییر نمییابد و نزد وجدان قاطبه مردم زشت و ناپسند است و احساسات اجتمای را متأثر میسازد. دورکیم جامعه شناس فرانسوی مینویسد: "جرم پدیده طبیعی اجتماعی است و از فرهنگ و تمدن هر اجتماع ناشی میگردد و هر عملی که وجدان عمومی را جریحه دار کند، جرم محسوب میشود." (حشمتی، 1382،12)
2-3-3-تعریف جرم از دیدگاه جرم شناسان
جرم شناسان ناسازگاری افراد را در اجتماع، عمل ضد اجتماعی و جرم مینامند. برخی دیگر عقیده دارند که تعدی و تجاوز به شرایط زندگی، عمل ضداجتماعی است. گینبرگ (جرم شناس سوئدی) ناسازگاری فرد را در اجتماع عمل ضداجتماعی ذکر کرده و لیت فری (جرم شناس ایتالیایی) هر عملی را که به حقوق افراد ضرر و زیان وارد آورد ضداجتماعی و جرم نامیده است. (حشمتی،1382،13)
2-4- انواع جرم و جرایم شهری
انواع جرم براساس تعریف نیروی انتظامی در 24 موضوع اصلی طبقهبندی شده است که این موضوعات هر کدام به عناوین و مصادیق جزئتری تقسیم شدهاند. بنابراین موضوعات اصلی جرایم در ایران بنابر دفتر تعاریف مصوب مربوط به هر یک از عناوین جرایم و وقایع که در مرکز فرماندهی و کنترل ناجا موجود میباشد بدین شرح است:
1- مفاسد اجتماعی 13- امور خاص اتباع خارجی
2- سرقت 14- جرایم مالی و اقتصادی
3- نزاع 15- جرایم و تخلفات راهور
4- شرارت 16- فقدان و پیدایش
5- جعل 17- تخلفات و جرایم صنفی
6- قاچاق 18- اختلافات و جرایم ملکی
7- جرایم مواد مخدر 19- اختلافات خانوادگی
8- قتل 20- جرایم زیست محیطی
9- مرگ مشکوک 21- تعدی مأمورین دولتی
10- تهدید و اکراه 22- جرایم رایانهای
11- حوادث و سوانح 23- سایر جرایم عمومی
12- جرایم ضدامنیتی 24- مشاهدات فردی
با توجه به تعریف نیروی انتظامی از انواع جرایم، نوع جرایم مد نظر در این پژوهش در دسته مفاسد اجتماعی، سرقت و جرایم مواد مخدرقابل بررسی است . این جرایم شامل کیفقاپی، موبایل قاپی، جیببری، مزاحمت نوامیس، خرید و فروش مواد مخدر و تخریب موبلمان شهری و فضاهای عمومی میباشد.
در مصوبات نیروی انتظامی و طبقهبندیهای انجام شده، دستهبندی خاصی در ارتباط با جرایم شهری موجود نمیباشد و براساس اسناد و مدارک نیروی انتظامی جرایم شهری، جرایمی هستند که در سطح شهرها امکان وقوع دارند و در روستاها اتفاق نمیافتند. اما براساس بررسیهای انجام شده در مرکز مطالعات برنامهریزی شهری سازمان شهرداریهای کشور جرایم شهری تعریف خاص خود را دارند و معمولاً شامل جرایمی میشوند که در فضاهای عمومی شهر و یا مکانهایی که احتمال سرایت جرم از فضاهای عمومی به فضاهای خصوصی وجود دارد، صورت میپذیرند.
ویژگیهای دیگر جرایم شهری این است که افراد غریبه نسبت به هم به این کار مبادرت میورزند، چرا که وقتی افراد نسبت به هم شناخت حاصل کرده باشند دیگر نمیتوانند در فضاهای عمومی به ارتکاب جرم بپردازند و این کار را فقط در فضاهای خصوصی و یا فضاهای خاصی انجام میدهند.
2-5- کانونهای جرمخیز در مناطق شهری
نظریهپردازان در شناسایی عوامل محیطی بروز جرایم دریافتهاند مکان، انسان و زمان سه عنصر اصلی مؤثر در شکلگیری رفتار مجرمانه است. بنابراین تفاوت در شرایط مکانی، زمانی و رفتاری سبب توزیع جغرافیایی متفاوت بزهکاری میشود. بررسیها نشان میدهد بزهکاران در انتخاب محل و زمان انجام رفتارهای مجرمانه خود منطقی و سنجیده عمل میکنند و تنها مکانهایی را بر میگزینند که امکان ارتکاب جرم در آن سهلتر باشد و سریعتر بتوانند از محل فرار نمایند. به بیان دیگر تمامی جرایم دارای ظرف مکانی و زمانی خاصی است که آنها را از یکدیگر متمایز میسازد. بنابراین مکان جرم از عمدهترین عناصر ارتکاب جرایم میباشد تا حدی که در مطالعات جرم شناسی به چهار عاملی کلیدی "قانون، بزهکار، بزهدیده و مکان جرم یعنی محدوده زمانی و مکانی که وقایع مجرمانه در آن اتفاق میافتد" بسیار تأکید میشود.بدین ترتیب در محدوده شهرها کانونهایی شکل میگیرد که دارای فرصتها و اهداف مجرمانه بیشتر و به تبع آن جرایم بسیار بالاتری است. بنابراین شناسایی این محدودهها و بررسی مشخصات کالبدی، خصوصیات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ساکنین، نوع کاربری اراضی و کارکردهای اصلی این مکانها و سعی در ایجاد تغییرات بنیادی در عوامل بوجود آورنده و تسهیل کننده فرصتهای جرم و طراحی فضاهای کالبدی مقاوم در برابر بزهکاری بیش از پیش اهمیت یافته است تا بدین وسیله امکان کنترل، پیشگیری و کاهش نرخ ناهنجاریهای شهری فراهم آید.)کلانتری،1386،76)
2-5-1- واژهشناسی و تعریف کانونهای جرمخیز
اصطلاح کانونهای جرمخیز که معنای لغوی آن به انگلیسی نقاط داغ است از علم زمینشناسی اقتباس شده است و به محلهایی اطلاق میشود که محل خروج ماگما و مواد مذاب آتشفشانی است. این واژه اولین بار توسط شرمن و برگر در سال 1989 و برای تحلیل مکانی بزهکاری مورد استفاده قرار گرفت(27،1989،Sherman & Buerger). کانون جرمخیز یک مکان یا محدوده جغرافیایی است که میزان بزهکاری در آن بسیار بالاست. حدود این مکان میتواند بخشی از یک شهر، یک محله، چند خیابان مجاور هم و حتی ممکن است یک خانه یا یک مجتمع مسکونی باشد. برخی نیز در تعریف کانونهای جرمخیز آن را معادل مکانهای کوچک با تعداد جرم زیاد حداقل در یک دوره زمانی یک ساله دانستهاند (1998،Taylor).
سایر تعاریف کانونهای جرم خیز بدین شرح میباشند:
یک ناحیه جغرافیایی که در آن وقوع بزه از حد متوسط بالاتر است. یا ناحیهای که وقوع بزهکاری در آن نسبت به توزیع جرم در کل ناحیه متراکمتر است (2003،Home office).
نواحی کوچکی که در آن امکان ارتکاب جرم سهل بوده یا برخی اشکال متمرکز و مجتمع در توزیع بزهکاری یا تکرار جرم در مکان یا محدودههایی که بزهکاری از نظر زمان و مکان در آن تجمع یابند (1999،Harries).
2-5-2-اهمیت و علل شکلگیری کانونهای جرمخیز
از آنجا که الگوهای فضایی توزیع بزهکاری تحت تأثیر نوع کاربری اراضی و ویژگیهای کالبدی یا جمعیتی میباشد و این عوامل در شکلگیری کانونهای جرمخیز تأثیر بسزایی دارند لذا از دلایل اهمیت شناسایی کانونها این است که به کمک آن میتوان نسبت به تغییر این شرایط و ویژگیها، احیاء و طراحی مجدد فضاها اقدام نمود و از طرفی برخی موانع و شرایط بازدارنده برای ارتکاب بزهکاری را ایجاد کرد و بدین وسیله ضمن افزایش سطح امنیت اجتماعی در استفاده از امکانات و منابع صرفهجویی شده و جامعه نیز آسانتر راه سلامت را پیش خواهد گرفت.(کلانتری،1386،87)
نظریهپردازان مختلف عوامل متعددی را در شکلگیری کانونهای جرمخیز مؤثر میدانند که در این بخش به سه دسته کلی از این عوامل اشاره خواهد شد:
گرینبرگ و رو در سال 1984 سه عامل اصلی را در پیرایش کانونهای جرم خیز مؤثر دانستهاند.
الف) وجود اهداف مجرمانه: تمرکز اهداف مجرمانه در برخی مکانها بزهکاران را ترغیب به ارتکاب جرم در این محدودهها میکند. این اهداف میتواند مردم یا اشیایی باشد که معمولاً قربانی جرم میگردند.
ب) وجود بزهکارانی که دارای انگیزه، توان و مهارت کافی برای انجام عمل مجرمانه هستند.
ج) نبود مراقبت و کنترل مناسب جهت مقابله با اقدامات مجرمانه از سوی مردم و مسئولین (50،1984،Greenberg & Rohe).
ویزبرد و اک چهار مفهوم اساسی در شکلگیری کانونهای جرم خیز مؤثر دانستهاند.
الف) تسهیلات و امکانات مناسب بزهکاران، چون وجود مشروب فروشی، قمارخانه و برخی مجتمعهای آپارتمانی در یک محدوده جغرافیایی که باعث ترغیب و تشویق بزهکاران به انجام رفتار مجرمانه در این محدودهها میشود.
ب) ویژگیهای مکانی، وجود مشخصاتی چون دسترسی راحت، نبود گشت و نگهبان، عدم مدیریت اصولی و در کنار آن وجود برخی امکانات مجرمین را ترغیب به جنایت در برخی مکانهای خاص مینماید.
ج) اهداف مجرمانه، وجود اموال یا اشیایی که مطلوب بزهکاران است.
د) بزهکار، وجود تعداد بیشتر بزهکاران و داشتن توانایی و انگیزه کافی جهت انجام عمل مجرمانه از دیگر عوامل مؤثر شکلگیری کانونهای جرمخیز میباشد(1995،Eck &weisburd).
و در آخر اسکار نیومن عوامل اصلی افزایش جرم در محلههای مسکونی را چنین بر میشمارد:
الف) بیگانگی، مردم همسایگانشان را نمیشناسند.
ب) عدم وجود نظارت، مکانهای وقوع جرم، ارتکاب جرم را به راحتی بدون آنکه مجرم دیده شود ممکن میکند.
ج) دسترس بودن راه فرار، امکان ناپدید شدن مجرمان از صحنه جرم را به سرعت ممکن میکند.
2-5- 3- طراحی ایمن
بررسی تعاریف ارائه شده برای طراحی شهری و جنبههای گوناگون این رشته ـ حرفه نشان میدهد بطور کلی رسالت این رشته ـ حرفه «ارتقاء کیفیت محیط زندگی» است. واژه کیفیت و محیط زندگی تمامی مفاهیم از قبیل بعد اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی، کالبدی و... را با خود همراه دارد. محصول طراحی شهری «محیط قابل زندگی» است برای تمامی اقشار و سطوح جامعه. یک طراحی شهری خوب در هر مقیاسی از یک کلانشهر تا یک محله بایستی معیارها و هنجارهایی را در محیط رعایت کند و بدنبال ایجاد آنها باشد. در سراسر تاریخ، طراحان همواره حفاظت و امنیت را به عنوان بخشی از کار خود در نظر گرفتهاند. این امر شامل محافظت در مقابل شرایط جوی و باد و باران و نیز ایجاد امنیت در برابر گزند افرادی که قصد آسیب رساندن به آنها را داشتند بوده است. در قدیم برای ایجاد امنیت بیشتر، مکانهایی انتخاب میشدند که دارای موانع طبیعی مانند رودخانهها، کوهها و درهها بودند، یعنی ویژگیهای جغرافیایی محل در نظر گرفته میشد. روش فکری طراحی برای ایجاد امنیت بعدها تکامل یافت و باعث شد انسان به ساختن موانع گوناگون مانند دیوار، حصار و خندق به منظور محافظت از ساکنان در مقابل افراد بیگانه اقدام نماید. این اقدامات امنیتی با هدف بیرون نگه داشتن افراد مهاجم و معطل ساختن آنها در فاصلهای امن انجام میگرفت تا نتوانند صدمه زیادی وارد کنند و یا این که پیشروی آنها به سوی محل کندتر شود تا بدین وسیله مدافعان زمانی کافی برای آمادهسازی خود در مقابل حمله را داشته باشند. مؤلفههای فیزیکی محافظت، چه طبیعی و چه ساخته انسان برای مدافعان امتیازی تاکتیکی در برابر افرادی که در صدد گزند رساندن به آنان هستند فراهم میآورد.(هوپر و دروگ،1386،1)
امروزه نیز طراحی از نظر امنیتی چندان تفاوتی با زمانهای قدیم ندارد و هدف اصلی آن تغییری نکرده است. حتی سادهترین نوع حصار نیز محدوده ملک خصوصی را تعریف میکند و با آن که ممکن است گذشتن از آن ساده باشد، اما به روشنی نشان میدهد که فرد عبورکننده حقوق اولیه مالک را نادیده گرفته است. طراحی چنین موانع حصار مانندی در اطراف محوطهها، با افزایش تهدید میتوانند با شدت بیشتر اجرا شود، اما تقریباً از کلیه حصارهای محیطی میتوان عبور نمود. همواره درجهای از خطر، به دلیل محدودیتهای فیزیکی، مالی و یا نگهبانی، در ارتباط با این موانع دفاعی وجود دارد. هدف در این جا انتخاب مانعی مناسب در مقابل تهدیدی است که در حد معقول قابل پیشبینی باشد.(همان منبع،2)
هوشیاری و مراقبت، در صورتی که در پاسخ به برآوردهای دقیق و واقعی از تهدیدات واقعی و محتمل انجام گیرد، باعث خواهد شد اقدامات احتیاطی فیزیکی و روانی در سطحی مناسب اجرا شود. اگر تهدیدات مورد اغراق قرار گیرند و یا سناریوهایی غیرمتحمل آنها را بزرگتر از آنچه هستند نشان دهند، ممکن است پیامدهای جدی به همراه داشته باشند. مثالی از این حالت زمانی دیده میشود که وسائل ارتباط جمعی به طور گسترده بر یک هدف تمرکز میکنند و اهمیت را برای مردم بیش از آنچه هست جلوه میدهند. ترسهای غیر واقعی بر کیفیت زندگی ما و اعمالی که انجام میدهیم تأثیر بدی میگذارند و باعث میشوند تعادل بین آزادی عمل و محدودیت عمل ما برهم بخورد. همچنین ممکن است منابع محدود مالی و پرسنلی که ما باید در راستای طراحی امنیتی مصرف نماییم، در راههایی به کار گرفته شوند که کم اهمیتتر هستند، در حالی که این منابع باید صرف نیازهای امنیتی لازمتری شوند. باید در صدد پیدا کردن تعادلی منطقی بین افرادی که مسائل امنیتی را مهمترین میدانند و افرادی که معتقدند در جامعه ما باید به آزادی حق تقدم داده شود، باشیم. پیدا کردن این حالت تعادل، کاری اساسی در فرآیند گسترش طراحی با هدف ایجاد امنیت است. اساس راه حلی نوآورانه در طراحی امنیتی، بر ارزیابی دقیقی از خطر قرار دارد. موانع موجود در سر راه ایجاد امنیت و تأثیر آنها بر ویژگیهای معماری جوامع اطراف، باید در نظر گرفته شوند. المانهای به کار رفته در بین ساختمان و محوطه، از نظر وارد ساختن طراحی امنیتی در زمینه معماری محل، اهمیت فراوان دارند. این نوع طراحی، ارتباطی محکم با خیابان و ویژگیهای معماری املاک مجاور ایجاد میکند و محوطه اطراف ساختمان را نیز امن میسازد. این طراحی وضعیتی پدید میآورد که در آن افرادی که قصد دارند از مانع عبور کنند در هنگام تلاش برای این کار، به روشنی قابل مشاهده باشند. علاوه بر این زمان زیادی که برای عبور از حلقه امنیتی محوطه لازم است باعث معطل شدن مهاجمان بالقوه خواهد شد، به طوری که واکنشها میتوانند بر متوقف ساختن آنها تمرکز یابند. (همان منبع،2)
طراحان و سازندگان فضاهای خارج ساختمان میتوانند نقشم مهمی در برخورد با تهدیدات و جرایم خشونتبار از سوی منابع خارجی، ایفا نمایند. بسیاری از این تهدیدها در خارج از ساختمان آغاز میشوند و در اینجاست که طراح سایت قادر است در عین حال که فضاهای عمومی با کیفیت مناسب خلق میکند، صدمات ناشی از این جرائم را کاهش دهد و یا جلوی رخداد آنها را بگیرد. (همان منبع،2)
در نتیجه معمار منظر، باید تهدید مورد انتظار را براساس تحلیل تهدید، محل و عوامل در ارتباط با آن به خوبی شناسایی نماید که این مسئله از اهمیتی فوقالعاده زیادی برخوردار است. یک طرح امنیتی خوب باید براساس مجموعه دادههای دقیق که مربوط به وضعیت خاص هر مکان است، طرح داشته باشد و نباید یک نسخه عمومی در همه مکانها برای طراحی امنیتی به طراح تحمیل شود. به علاوه، معماران منظر باید به طور فعال با دیگر افراد حرفهای درگیر در طراحی امنیتی همکاری نمایند و استراتژیها و مواد موجود برای خلق طرحهایی که امنیت استفادهکنندگان و نیازهای برنامهریزی شده را تأمین میکنند را به کار گیرند. (همان منبع،3)
2-6- نظریات پیشگیری از جرایم از طریق طراحی محیطی
2-6-1- مقدمهای بر پیدایش نظریه
از ابتدای پیدایش دانش جرم شناسی (1876) و حتی قبل از آن، نظریه پردازان به دنبال کشف علل جرم و راههایی برای پیشگیری از جرم بودهاند. شاید در تمام نظریات موجود که گاه بر نمود جسمانی، گاه بر عوامل زیستی، گاه روان شناختی، گاه شرایط اقتصادی و گاه بیسازمان اجتماعی و غیره تأکید داشتهاند، ارتباط میان فضای محیط فیزیکی و جرم مورد غفلت واقع شده بود. البته در ابتدای شروع راه جرمشناسی افرادی چون کتله و گری با ارائه "قانون حرارتی جرم" به نوعی بر تأثیر محیط جغرافیایی بر جرم اشاره نموده و در انتها به این نتیجه رسیدهاند که رابطه میان محیط و جرم غیر قابل انکار است (قورچیبیگی،1386،19).
محیط فیزیکی علاوه بر اینکه بر رفتار، تأثیر میگذارد به علت فراهم آوردن فرصتهای مجرمانه میتواند ارتکاب جرم را تسهیل نماید. امروزه گرایش به پیشگیری از جرم، افزایش پیدا کرده است. شاید بتوان گفت عدم کارآیی و مؤثر بودن دستگاه عدالت کیفری و بالا بودن نرخ تکرار جرم، موجب شده است که جرم شناسان و سایر فعالان دستگاه عدالت کیفری به دنبال شعار قدیمی پیشگیری بهتر از درمان است باشند. بنابر پژوهشهای انجام شده اکثر جرایم را "جرایم فرصت مدارانه" تشکیل میدهند و بر این اساس چون مجرم فردی عقلانی است پس در اثر ایجاد "فرصت" مرتکب جرم میشود. فضا و محیط میتواند "فرصتی علی" برای ارتکاب جرم فراهم آورد. به این نحو که با وجود شخصیت مجرمانه به محض ایجاد فرصت، مجرم به سراغ ارتکاب جرم میرود(همان منبع،20).
این نوع از پیشگیری و این تئوری محصول دهه 60 به بعد میلادی در آمریکا است. میزان جرم در آمریکا در اواخر دهه 1960 و اوایل سالهای 1970 به طرز بیسابقهای افزایش یافت به نحوی که دولت مردان و سیاستمداران در جستجوی راههای عملی و فوری برای حل مشکلات ناشی از جرم در جامعه برآمدند. راهحلهای مختلفی توسط محققان و اندیشمندان ارائه و پیشنهاد گردید و از میان آنها راه حلهای ارائه شده توسط طراحان شهری و معماران مورد توجه بیشتری قرار گرفت. این راه حل در عین سادگی، ملاکهای لازم را نیز دارا بود. راه حل ارائه شده "تغییر در کالبد شهر" در واقع روشی بود که مردم از فضاهای شهری استفاده نمایند. همزمان با به کارگیری این فرضیه در مجتمعهای مسکونی و محیطهای شهری، سایر علوم وابسته به جامعه، جرمشناسان و جامعهشناسان با تحقیقات بیشتر در تغییرات حاصله از این تفکر آن را به عنوان یک "استراتژی جلوگیری از جرائم شهری" پذیرفته و مورد تائید قرار دادند(همان منبع،21).
شاید قبل از این دهه هیچگاه بر تأثیر محیط یا فضا بر جرم پرداخته نمیشده است. بعد از این دهه بود که در اثر فعالیتهای افرادی چون جین جاکوبز با کتاب "حیات و مرگ شهرهای بزرگ آمریکا" و الیزابت وود با کتاب "جنبههای اجتماعی خانهسازی در توسعه شهری" و کتاب اسکار نیومن "فضای قابل دفاع" و کتاب جعفری با نام "پیشیگیری از جرم از طریق طراحی محیطی" این تئوری و روابط میان محیط، محله وجرم بیشتر آشکار شد (1971،Jeffery).
البته باید اذعان داشت که این نظریات در چارچوبهای نظری و روشهای اجرایی تفاوتهایی نیز با یکدیگر داشتهانداما همگی در چنداصل مشترک متفقالقول بودهاند:
محیط کالبدی قادر است رفتار شهروندان را در خصوص مشاهده و پیشگیری جرم و همچنین بازداشت مجرمین تغییر دهد.
کالبد فضاها و مجتمعهای مسکونی قادر است برای انجام دادن جرم مانع ایجاد و همچنین ارتکاب جرم را با دشواری روبرو نموده، به نحوی که مجرم از ارتکاب جرم منصرف گردد.
محیط کالبدی قادر خواهد بود با از بین بردن گوشههای پنهان و مکانهای مخفی شدن یا راههای مناسب فرار، مانع رفتارهای مجرمانه و فرار مجرمان گردیده و از ارتکاب جرم جلوگیری نماید.
محیط کالبدی قادر است از طریق افزایش کنترل، مراقبت و نظارت فضاهای شهری و مداخله شهروندان و پیوستگی میان آنان بواسطه حضور در اماکن و فضاهای شهری باعث پیشگیری و کاهش ارتکاب جرائم گردد.
از اواسط دهه 80 میلادی با شکلگیری تئوری "جرمشناسی محیطی" و تئوریهای دیگری چون "پنجرههای شکسته" و تقویت اصول و مبانی نظری پیشگیری وضعی، مبانی نظری "پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی "نیز قوت بیشتری یافت. البته ریشه جرمشناسی محیطی را میتوان در اواسط قرن نوزدهم نیز مشاهده کرد و اصولاً مطالعه در مورد "نقاط جرمخیز" و مکانها خطرناک از قرن نوزدهم آغاز شده بود. در واقع از همین زمان بود که بر مکان به عنوان یکی از عناصر چهارگانه جرم (مجرم، بزه دیده، مکان و جرم) تأکید شد. شاید بتوان اولین مطالعه سیستماتیک در این مورد را مطالعه شاو و مک کی در سال 1942 دانست که مدل آنها، بعدها همواره مورد توجه سایر محققان بوده است )کلانتری،1385،45).
CPTED را میتوان رهیافتی جدید دانست که سابقهای دیرینه دارد. مفاهیم مرتبط متعددی در رابطه با CPTED وجود دارد که گاهاً موجب تداخل این مفهوم با سایر مفاهیم مشابه میشود. مفاهیمی چون فضاهای قابل دفاع، امنیت محیطی، امنیت به وسیله طراحی، پیشگیری طبیعی از جرم، پیشگیری مبتنی بر مکان و پیشگیری وضعی (در این میان اصطلاح پیشگیری وضعی از سایر مفاهیم جامعتر است و پیشگیری مکان مدار و امنیت محیطی نامهای دیگر پیشگیری وضعی هستند).
در این مبحث به دهههای شکلگیری و تحول نظریهپردازی CPTED از دهه 60 میپردازیم. CPTED اصالتاً به وسیله سی. ری. جفری ابداع و تنظیم شده است. در همین زمان اصطلاح محدودتری توسط اسکار نیون تحت عنوان "فضای قابل دفاع" مطرح شد. هر دوی این افراد کار خود را بر مبنای کار اسچلموآنجل، الیزابت وود و جین جاکوبز قرار داده بودند. کتاب جفری تحت عنوان "پیشگیری از جرم از طریق محیطی " در سال 1971 منتشر شد اما کار وی مورد توجه قرار نگرفت و به فراموشی سپرده شد. کتاب نیومن که همزمان با کتاب جفری به چاپ رسید (ولی بدون اینکه وی از جفری الهام گرفته باشد) فضای قابل دفاع نام داشت. دیدگاه نیومن توسط سایر تئوریهای مرتبط چون CPTED مورد تائید و حمایت بود. نیومن، جفری را به وجود آورنده و منشاء اصلی این مفهوم میداند و این تئوری را به وی نسبت میدهد. دیدگاه نیومن در مورد فضای قابل دفاع دیدگاه جفری را در مورد CPTED ارتقاء بخشید و منجر به بازنگری مجدد کتاب توسط جفری شد. جفری جنبهها و ابعاد مختلف این دیدگاه را بررسی کرد و آنها را گسترش داد و نهایتاً در سال 1990 کتاب خود را دوباره منتشر نمود. مدل جفری از مدل نیومن بسیار جامعتر و کاملتر بود زیرا نیومن مدل خود را صرفاً به "محیط ساخته شده" محدود میکرد. (2000،Crowe).
2-6-2- روند تکاملی شکلگیری نظریه
تا اوایل دهه 60 و 70 میلادی هیچ بحث سیستماتیکی از این مبحث به میان نیامده بود. شاید بتوان گفت که از دهه 60 میلادی به بعد است که محیط فیزیکی و تأثیر آن بر رفتارهای افراد مورد توجه قرار میگیرد. بیشتر تئوریپردازان CPTED معمار، طراح، یا برنامهریز شهری بودهاند. به عبارت دیگر این موضوع ابتدا توجه معماران و طراحان شهری را به خود جلب کرد و جرمشناسان هنوز نیز نسبت به ورود به این موضوع بی علاقه هستند. در زیر چارچوب فکری مهمترین تئوریپردازان این نظریه در دورههای زمانی ده ساله آورده شده است.
الف) دوره زمانی اول: دهه 60
در دهه 60 میلادی نظریه پردازانی چون الیزابت وود، جین جیکوبز و اسچلمو آنجل به بحث و بررسی در مورد این شیوه از طراحی شهری پرداختهاند. شاید بتوان الیزابت وود (1961) را اولین کسی دانست که به ارتباط میان محیط کالبدی وجرم پی برد. او در بررسیهای خود به این نتیجه رسید که چگونه مشخصات کالبدی طرحهای اجرایی مجتمعهای مسکونی عمومی از ارتباطات و تماس شهروندان ساکن در بلوکهای مسکونی، که از عمده هستههای کنترل و مراقبت اجتماعی غیررسمی در محیط هستند جلوگیری مینماید. از سوی دیگر به گفته اسکار نیومن یکی از مهمترین مدافعان اهمیت محیط فیزیکی در رسیدن به اهداف اجتماعی الیزابت وود بود. هنگامی که وی مشغول کار در "انجمن ساختمانسازی شیکاگو" بود بیشتر تلاش خود را صرف محیط مسکونی پیرامون شهروندان طبقات پایین جامعه کرد تا افراد ثروتمند جامعه، در این زمان وی اصول راهنمایی را تدوین نمود که در آن از طراحی و شکلدهی فیزیکی در پیشگیری از جرم و بالا بردن کیفیت زندگی و نظارت طبیعی، صحبت میشد.این اصول هیچگاه کامل نشد اما موجب برانگیختن افکاری شد که نهایتاً به ایجاد و تکمیل تئوری CPTED منجر گردید. (119،1973،Newman).
وی در کتاب خود با عنوان "جنبههای اجتماعی خانهسازی در توسعه شهری" (1976) نظریات خود را تبیین نموده است. در همان حالی که وی تلاش میکرد تا با تغییر در محیط کیفیت زندگی افراد را بهبود بخشیده و جنبههای زیباییشناختی محیط را ارتقاء دهد در همان حال وی مجموعهای از اصول راهنما را برای بهبود و ارتقای شرایط امنیتی این محیطها مطرح نمود. یکی از اهداف طراحی وی این بود که روئیتپذیری واحدهای آپارتمانی را از طریق ساکنان آن ارتقاء دهد. دیگری ایجاد محیطی بود که در آن ساکنان بتوانند جمع شده و از این طریق علاوه بر افزایش تعامل همسایگان با یکدیگر، نظارت بر ساکنان محله به طور بالقوه افزایش یابد. (1976،Wood) به گفته نیومن مفهوم کنترل اجتماعی مورد نظر وود در مناطق مسکونی از طریق نظارت طبیعی به وسیله ساکنان میسر میشود. مناطقی که در خارج از دید یا بلا استفاده و رها شده هستند، به طور ساده، بدون کنترل و نظارت تلقی میشوند. همانطورکه جین جیکوبز اعتقاد داشت، وود نیز اذعان میداشت که انواع خاصی از طراحیها میتواند موجب کاهش فرصت کنترل اجتماعی غیررسمی ساکنان شود.نیومن مینویسد که احتمالاً الیزابت وود برجستهترین و اولین فردی است که طراحی اجتماعی را در حوزه مسکن و خانهسازی به کار گرفت. البته به واقع هیچگاه ایدههای وود به طور گسترده در حوزه عملی و کاربردی نشر نیافته و اعتبار ایدههایش هیچگاه به طور واقعی موضوع آزمایشهای تجربی محکم و قوی قرار نگرفت. (119،1973،Newman).
جین جیکوبز (1961) از دانشمندان طراحی شهری آمریکا و همزمان با وود بود که کتاب معروف خود "زندگی و مرگ شهرهای بزرگ آمریکا" را در این زمینه به رشته تحریر در آورد. وی به طرز ماهرانهای، رابطه جرم و طراحی کالبدی محیط زندگی انسان را بیان نمود. او به این نکته اعتقاد داشت که بین جرم و محیط زندگی انسان ارتباطی وجود دارد که قابل سنجش وکنترل میباشد و توصیههایی در جهت پیشگیری از جرایم و افزایش موانع و ازدیاد ترس مجرمین از ارتکاب جرم ارائه نمود. از آن جمله میتوان به نظریه "چشمان خیابان" که کنترل و مراقبت فضاهای شهری را از طریق اشراف و دید به این فضاها، با نصب تراسها و پنجرهها به نقاط اختفاء و کور که محل مناسبی برای مخفی شدن مجرمین یا انجام جرم است اشاره نمود (1961،Jacobs).
جین جیکوبز براساس تجربیات شخصی خود در شهر بوستون و برخوردهای روزمره و نه براساس اطلاعات آماری نظریه خود را تدوین میکند و در کتاب خود علیه شهر لوکوبورزیه یا شهرهای مدرنیسم نقد نموده و خیابانهای سرزنده را تمجید کرده و آنها را امن میداند. او جمله مشهوری در اهمیت خیابان به این مضمون دارد: "به شهر میاندیشم چه چیز به نظر میآید؟ اگرخیابانهای آن خیابانهای ملال آور باشد. شهر ملال آور و اگر خیابانها سرزنده باشد شهر سرزنده جلوه خواهد کرد". او معتقد است سه عامل به خیابان سرزندگی میدهد:
تمایز روشن و مشخص کردن شفاف مرز میان فضاهای خصوصی و عمومی
امکان مراقبت بصری و دائم روی خیابانها و فضاهای عمومی (ساختمانها باید به طرف گذر عمومی پنجره داشته باشد و یا تراس برای هر واحد پیشبینی شود)
پیادهروهای خیابان باید مورد استفاده قرار گیرد و در طبقه همکف کاربریهای جاذب داشته باشد.
جین جیکوبز جوهر زندگی را میزان تنوع، تکثر و انتخاب میداند که این عوامل سرزندگی و امنیت را با خود میآورد و معتقد است به فضاها باید امکانات متنوع و مختلفی داده شود که همه بتوانند در تمام حالات جسمانی از آن استفاده کنند. او قواعدی را برای شهر ارائه میدهد که عبارتند از:
هر ناحیه و منطقهای به کاربریهای بیشتری اختصاص یابد و حوزهها تک عملکردی نبوده و به یک فعالیت خاص محدود نگردد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *