— -فایل مقاله رایگان ریسرچ - تحقیق - مقاله -359)

جدول(4-15) آزمون رگرسیون فرضیه پنجم...............................................................................................................................138
جدول(4-16)قابلیت تبیین و معناداری کل مدل...........................................................................................................................138
جدول(4-17) آزمون رگرسیون فرضیه ششم...............................................................................................................................140
جدول(4-18) قابلیت تبیین و معناداری کل مدل.........................................................................................................................140
جدول(5-1)خلاصه نتایج حاصل از آزمون فرضیه های تحقیق.....................................................................................................144
فصل اول کلیات تحقیق255651039496900
1-1 مقدمهامروزه در همه واحدهای تجاری، سرمایه در گردش بخش عظیمی از سرمایه سازمان را به خود اختصاص می دهد و مدیریت آن نیز از اهمیت به سزایی برخوردار است. سرمایه در گردش برای موفقیت هر واحد تجاری یک عامل مهم است و نیازمند کنترل و مدیریت کافی می باشد. در این راستا مدیریت سرمایه در گردش که همان مدیریت بر منابع و مصارف جاری می باشد، جهت حداکثر سازی ثروت سهامداران، به دنبال رسیدن به شرایطی است که شرکت با مازاد یا کمبود نقدینگی مواجه گردد. نگهداری سطح مطلوب وجه نقد برای پرداخت بدهی های سررسید شده، استفاده از فرصت های ناگهانی مناسب جهت سرمایه گذاری که نشانه ای از انعطاف پذیری واحد تجاری می باشد و دسترسی به مواد اولیه برای تولید به طوری که شرکت بتواند به موقع جواب گوی تقاضای مشتریان باشد، از جمله دلایل اهمیت مفهوم سرمایه در گردش می باشد. لذا هر گونه تصمیمی که در این بخش توسط مدیران واحد تجاری اتخاذ می شود اثرات شدیدی بر روی بازدهی عملیاتی واحد تجاری می گذارد که در نهایت موجبات، تغییر در قیمت سهام، ارزش شرکت و ثروت سهامداران را به دنبال خواهد داشت(رهنمای رودپشتی و کیائی،1387). هدف مدیریت سرمایه در گردش برقراری یک تعادل حساس بین حفظ نقدینگی برای پشتیبانی از عملیات روزانه و حداکثر سازی فرصت های سرمایه گذاری می باشد(فتحی و توکلی،1388). از طرفی دیگر سرمایه گذاران همواره تمایل دارند تا از میزان موفقیت مدیران در به کارگیری از سرمایه آنها و ایجاد ارزش و افزایش ثروت سهامداران در بلند مدت آگاهی یابند. برای نیل به این هدف در سال های اخیر یک ابداع حرفه ای در زمینه ارزیابی عملکرد داخلی و خارجی رخ داده، ایجاد معیار سود نقدی مازاد (خالص سود نقدی عملیاتی منهای هزینه سرمایه نقدی) است که تحت عنوان ارزش افزوده نقدی (CVA) مشهور است. هدف اساسی این معیار، ارزیابی عملکرد مدیریت در قبال ارزشی است که برای سهامداران ایجاد کرده است(اتوسون1996). مدیریت به عنوان یکی از ارکان مهم هر شرکتی می تواند تصمیم گیری و استراتژی شرکت را در آینده رقم زند و به نوعی چشم انداز شرکت را برای سهامداران تبیین نماید. در حقیقت موفقیت یا عدم موفقیت تیم مدیریتی شرکت، سهامدار را به این سمت سوق می دهد که درباره سهام خود تصمیم گیری نماید . قیمت سهام قیمتی است که خریداران و فروشندگان در معاملات بورس سهام بر آن توافق می کنند. بر عکس قیمت کالاهایی که در یک مغازه وجود دارد،که غالبا به سرعت تغییر نمی کند، قیمت سهام معمولا در نوسان است حتی طی یک روز نیز با تغییرات متعددی همراه است. تغییر قیمت سهام از قانون ساده عرضه و تقاضا تبعیت می کند. یعنی اگر سهامداران زیادی قصد خرید (تقاضا) سهمی را بنمایند قیمت بازار آن سهم افزایش پیدا می یابد، زیرا فروشندگان نیز از عرضه سهام به قیمت های کمتر خودداری خواهند کرد. همچنین اگر افراد متعددی اقدام به فروش (عرضه) سهامی بنمایند. قیمت بازار سهم کاهش می یابد. این رابطه بین عرضه و تقاضا مرتبط با نوع اخبار،گزارشات و اعلامیه هایی است که درباره شرکت مربوطه در بازار سهام انتشار می یابد. لازم به ذکر است که اخبار مربوط به شرکت ها می تواند به صورت کتبی یا شفاهی باشد. از این رو می توان تغییرات قیمت سهام را ناشی از انتشار اخبار منفی و مثبت دانست. اخبار منفی عموما موجب فشار فروشندگان (عرضه) برای فروش سهام و باعث کاهش قیمت سهام می گردد. اخبار مثبت هم غالبا موجب فشار خریداران (تقاضا) برای خرید سهام و از این رو افزایش قیمت سهام می گردد. اخبار منفی و مثبت مثل گزارشات افزایش یا کاهش سود هر سهم،رخدادهای غیر منتظره نامساعد یا مساعد همچون فسخ یا انعقاد قرارداد فروش کالای شرکت و غیره می باشد.
1-2 بیان مسئله یکی از مهم ترین بحث های مدیریت یک واحد انتفاعی مدیریت سرمایه در گردش آن است، که نقش قابل توجهی در رشد و بقای واحد انتفاعی ایفا می کند. لذا اتخاذ تصمیمات تامین مالی و سرمایه گذاری به عنوان دو وظیفه اصلی مدیران مالی، اهمیت خاصی را دارا می باشد. در این راستا مدیریت سرمایه در گردش که همان مدیریت بر منابع و مصارف جاری می باشد، جهت حداکثر سازی ثروت سهامداران به عنوان بخشی از حیطه مباحث مدیریت مالی دارای اهمیت ویژه ای است. مدیریت سرمایه در گردش در دو گروه مدیریت دارایی های جاری و مدیریت بدهی های جاری تقسیم می شود. ایجاد تعادل در دارایی ها و بدهی های جاری از اهمیت خاصی برخوردار است، به طوری که تصمیم گیری در مورد یکی بر روی دیگر تاثیر می گذارد(جهانخانی،طالبی،1378). سرمایه در گردش ناخالص مجموعه مبالغی که در دارایی های جاری سرمایه گذاری می شوند. اگر بدهی های جاری از دارایی های جاری کسر شود سرمایه در گردش خالص بدست می آید. (رهنمای رودپشتی و کیائی،1387). به عبارت دیگر سرمایه در گردش خالص، مصرف آن بخش از دارایی های جاری است که بر بدهی های جاری فزونی دارد و از طریق استقراض بلند مدت و حقوق صاحبان سرمایه پشتیبانی مالی شده است(شباهنگ،1381).
در مورد سرمایه در گردش استراتژی های گوناگونی وجود دارد که از تلفیق استراتژی های دارایی های جاری و بدهی های جاری حاصل می شود. در مدیریت سرمایه در گردش با توجه به شرایط مختلف باید استراتژی های مناسب را برای شرکت انتخاب نمود تا بتوانند به نحو موثر دارایی های جاری و بدهی های جاری یک واحد تجاری را اداره کرده و نیازهای تامین مالی واحد تجاری به درستی تامین شود، از این طریق می توان با افزایش سرمایه، قیمت سهام شرکت را تغییر دهیم تا ثروت سهامداران حداکثر شود. با تلفیق دارایی های جاری و بدهی های جاری استراتژی کلی مدیریت سرمایه در گردش به سه دسته تقسیم می شود:
استراتژی محافظه کارانه
استراتژی جسورانه
استرتژی میانه رو (جهانخانی و پارسائیان،1380).
در استراتژی محافظه کارانه در مدیریت سرمایه در گردش، نسبت سرمایه در گردش خالص بالا خواهد بود و قدرت نقدینگی بیش از حد بالا است. در مقابل استراتژی جسورانه سعی می کند با داشتن کمترین میزان دارایی های جاری، بیشترین استفاده را از بدهی های جاری ببرد(شر،1989).
استراتژی میانه رو حد متعادل استفاده از دارایی های جاری و بدهی های جاری است وریسک معقول را می پذیرد. مدیر مالی شرکتی که سیاست میانه رو را در پیش می گیرد:
اگر دارایی های جاری را سیاست محافظه کارانه و بدهی های جاری را هم سیاست جسورانه در پیش بگیرد، ریسک و بازده متعادل است. یعنی دارایی های جاری و بدهی های جاری را به یک نسبت متعارف در حداکثر ممکن نگهداری کند.
اگر در مورد دارایی های جاری سیاست جسورانه در پیش بگیرد و همزمان بدهی های جاری سیاست محافظه کارانه باشند ریسک و بازده متعادل می شود. یعنی دارایی های جاری را در حداقل ممکن نگهداری کند و بدهی های جاری را نیز در حداقل ممکن نگهداری کند(عبده تبریزی ومشیرزاده، 1376).
بی تردید تعداد دفعات معامله هر سهم و تعداد سهام معامله شده یک سهم شرکت می تواند نشانی از قابلیت نقد شوندگی سهام باشد. تغییر قیمت سهام در بورس تهران با داد و ستد انجام می گیرد. اگر معاملات به نحو جهت داری قیمت سهام یک شرکت را به سمت افزایش یا کاهش هدایت کند، قیمت سهام شرکت تغییر خواهد کرد. تغییرات قیمت سهام یکی از مهم ترین موضوعات مورد توجه هر سرمایه گذار است. سرمایه گذارانی که با اهداف بلند مدت سرمایه گذاری می کنند به نوعی به قیمت سهم و تغییرات آن حساس هستند و از خود واکنش نشان می دهند. تغییرات قیمت، منبع مهم اطلاعاتی و موثر در ارزیابی وضعیت بنگاه ها، ارزیابی تطبیقی با سایر واحد ها، ارزیابی کارایی مدیران و از همه مهم تر موثر بر تصمیمات سرمایه گذاران است. سالها است که سرمایه گذاران و مدیران شرکت ها، به دنبال یک معیار اندازه گیری هستند تا از طریق آن بتوانند ثروت سهامداران را به موقع و به طور قابل اتکایی اندازه گیری نمایند. با وجود چنین معیاری، سرمایه گذاران می توانند سهام را بیش از واقع یا کمتر از واقع ارزیابی نمایند، وام دهندگان می توانند امنیت وام های خود را بسنجند و مدیران می توانند بر سودآوری کارخانجات، بخش ها و شرکت های خود نظارت داشته باشند.
یک ابداع حرفه ای که اخیرا در زمینه ارزیابی عملکرد داخلی و خارجی رخ داده، ایجاد معیار سود نقدی مازاد (خالص سود نقدی عملیاتی منهای هزینه سرمایه نقدی) است که تحت عنوان ارزش افزوده نقدی (CVA) مشهور است، که بهترین معیار جهت اندازه گیری عملکرد دوره ای شرکت می باشد. همچنین هدف اساسی این معیار ارائه اطلاعاتی سودمند به سرمایه گذاران در جهت انتخاب سهام پر بازده است(اتوسون،1996). از طرفی نوسانات قیمت سهام در تمامی بورس های اوراق بهادار، عادی و روزمره است. قیمت سهام تحت تاثیر عوامل مختلفی اعم از درون سازمانی است و با هر کدام به گونه ای دچار نوسان و تغییرات می شود. منظور از عوامل درون سازمانی، انتخاب گونه های مختلف استراتژی های مدیریت سرمایه در گردش می باشد که می تواند به صورت تغییرات نسبت آنی، تغییرات نسبت جاری و تغییرات نسبت بدهی باشد. بطوری که انجام تغییرات در مورد یکی از این سه عامل بر روی سایر عوامل و نیز قیمت سهام و ارزش افزوده نقدی اثر گذار می باشد. بنابراین انتظار می رود انتخاب استراتژی های مدیریت سرمایه در گردش اثرات، با اهمیتی بر تغییرات قیمت سهام و همچنین ارزش افزوده نقدی داشته باشد. مسئله اصلی تحقیق حاضر این است که آیا انتخاب سیاست های مختلف استراتژی های مدیریت سرمایه در گردش بر تغییرات قیمت سهام و ارزش افزوده نقدی اثر گذار می باشد؟
1-3 اهمیت و ضرورت انجام پژوهش مدیریت سرمایه در گردش یکی از بخش هایی است که در ساختار مدیریتی یک سازمان نقش حیاتی ایفا می کند، بطوریکه در برخی موارد بحث سرمایه در گردش و نقدینگی را بسان خونی تشبیه کرده اندکه در رگ های یک واحد تجاری در جریان است، تا واحد تجاری بتواند به حیات خود ادامه دهد و از مدیریت این بخش به عنوان قلب تپنده ی واحد تجاری یاد شده است،که وظیفه پمپاژ خون به رگ های سازمان را به عهده دارد(جهانخانی و طالبی،1378).
با توجه به اهمیت سرمایه در گردش تحقیق حاضر به مدیران کمک می کند با توجه به شرایط واحد تجاری استراتژی مطلوب سرمایه در گردش را به کار گیرند که منافع واحد تجاری و به دنبال آن منافع سهامداران را حداکثر کرده و در نتیجه موجب جذب سرمایه گذاران می شود و از طرفی راهنمای چالش های پیش روی واحد تجاری می باشد. همچنین تحقیق حاضر به دنبال رهیافت استراتژی های مناسب شرکت هاست که از طریق بهترین عرضه و تقاضا، سهم شرکت را در بازار بورس معامله کنند و در نتیجه موجب جذب سرمایه گذاران شود(جهانخانی و طالبی،1378). ضرورت مدیریت سرمایه در گردش را در افزایش قدرت نقدینگی شرکت وحفظ آن در جهت افزایش ثروت سهامداران می توان به وضوح درک کرد(اردکانیان،1388).
1-4 مروری بر ادبیات و مبانی نظری تحقیقیکی از مهم ترین مسائل پیش روی مدیریت واحد تجاری مدیریت سرمایه در گردش است که در رشد و بقای واحد تجاری نقش مهمی دارد. این بخش شامل مدیریت دارایی های جاری واحد تجاری است. ایجاد تعادل بین دارایی های جاری و بدهی های جاری از اهمیت زیادی برخوردار است، چون تصمیم گیری در مورد هر کدام روی دیگری هم اثر گذار است. سرمایه در گردش ناخالص مجموعه مبالغی که در دارایی های جاری سرمایه گذاری می شوند. اگر بدهی های جاری از دارایی های جاری کسر شود سرمایه در گردش خالص بدست می آید(رهنمای رودپشتی و کیائی،1387).
با تلفیق دارایی های جاری و بدهی های جاری استراتژی کلی مدیریت سرمایه در گردش به سه دسته تقسیم می شود:
استراتژی محافظه کارانه
استراتژی جسورانه
استراتژی میانه رو
1-5 اهداف اساسی انجام پژوهش هدف از این تحقیق بررسی یکی از جنبه های مدیریت مالی تحت عنوان مدیریت سرمایه در گردش است. در این تحقیق خواستار آنیم که تاثیر استراتژی های مدیریت سرمایه در گردش را بر تغییرات قیمت سهام و ارزش افزوده نقدی شرکت های ایرانی مورد بررسی قرار دهیم.
1-5-1-1 هدف اصلی اول از انجام پژوهش: شناسایی تاثیر استراتژی های مدیریت سرمایه در گردش بر تغییرات قیمت سهام در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران.
1-5-1-2 اهداف فرعی اول از انجام پژوهش:
تبیین تاثیر استراتژی محافظه کارانه بر تغییرات قیمت سهام
تبیین تاثیر استراتژی جسورانه بر تغییرات قیمت سهام
تبیین تاثیر استراتژی میانه رو بر تغییرات قیمت سهام
1-5-2-1 هدف اصلی دوم از انجام پژوهش: شناسایی تاثیر استراتژی های مدیریت سرمایه در گردش بر ارزش افزوده نقدی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
1-5-2-2 اهداف فرعی دوم از انجام پژوهش:
تبیین تاثیر استراتژی محافظه کارانه بر ارزش افزوده نقدی
تبیین تاثیر استراتژی جسورانه بر ارزش افزوده نقدی
تبیین تاثیر استراتژی میانه رو بر ارزش افزوده نقدی
1-6 سوال ها و فرضیه های پژوهش1-6-1-1 فرضیه اصلی اول پژوهش: استراتژی های مدیریت سرمایه در گردش بر تغییرات قیمت سهام در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تاثیر دارد.
1-6-1-2 فرضیه فرعی اول پژوهش:
استراتژی محافظه کارانه بر تغییرات قیمت سهام تاثیر دارد.
استراتژی جسورانه بر تغییرات قیمت سهام تاثیر دارد.
استراتژی میانه بر تغییرات قیمت سهام تاثیر دارد.
1-6-2-1 فرضیه اصلی دوم پژوهش: استراتژی های مدیریت سرمایه در گردش بر ارزش افزوده نقدی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تاثیر دارد.
1-6-2-2 فرضیه فرعی دوم پژوهش:
استراتژی محافظه کارانه بر ارزش افزوده نقدی تاثیر دارد.
استراتژی جسورانه بر ارزش افزوده نقدی تاثیر دارد.
استراتژی میانه رو بر ارزش افزوده نقدی تاثیر دارد.
1-7 قلمرو پژوهش(زمان،مکان و موضوع)
قلمرو زمانی: قلمرو زمانی تحقیق از سالهای مالی 1387 لغایت 1391 می باشد.
قلمرو مکانی: کلیه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
قلمرو موضوعی: این تحقیق عبارت است از بررسی تاثیراستراتژی های مدیریت سرمایه در گردش بر تغییرات قیمت سهام و ارزش افزوده نقدی
1-8 کلید واژه های فارسینسبت جاری: از تقسیم دارایی های جاری بر بدهی های جاری بدست می آید و نشان دهنده این است که دارایی های جاری چند برابر بدهی های جاری است. هر چه این نسبت بزرگتر باشد، نقدینگی بهتر است(حسن پور،1388).
نسبت آنی: چون قابلیت نقد شدن موجودی کالا کم است در نتیجه آن را در تعیین وضعیت نقدینگی موثر نمی دانند و در نسبت آنی دارایی های جاری پس از کسر موجودی کالا، مبنای محاسبه در اندازه گیری قدرت نقدینگی می شود(حسن پور،1388).
نسبت بدهی: بدهی جاری به دارایی های جاری است که معکوس نسبت جاری بوده و بخشی از نسبت بدهی مذکور می باشد، با این تفاوت که میزان استفاده بدهی های جاری برای دارایی های جاری را نشان می دهد(حسن پور،1388).
سرمایه در گردش ناخالص: سرمایه در گردش عبارتست از مجموعه مبالغی که در دارایی های جاری سرمایه گذاری می شود(رهنمای رودپشتی وکیائی،1387).
سرمایه در گردش خالص: اگر بدهی های جاری از دارایی های جاری کسر شود، سرمایه در گردش خالص بدست می آید(رهنمای رودپشتی و کیائی،1387).
استراتژی: راهکارهای عملی شرکت ها درباره نسبت های جاری، آنی و بدهی برای حداکثر کردن سود است(حسن پور،1388).
نوع استراتژی: منظور انواع استراتژی های بررسی شده در تحقیق(استراتژی محافظه کارانه، جسورانه، میانه رو) است(حسن پور،1388).

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : omidfile.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

استراتژی محافظه کارانه: در این استراتژی شرکت ها مقدار زیادی دارایی جاری که نرخ بازده شان پایین است نگهداری می کنند و در مقابل میزان بدهی های جاری کم است. در نتیجه باعث می شود که قدرت نقدینگی بیش از حد بالا برود و ریسک ناشی از ناتوانی بازپرداخت بدهی های سررسید شده به پایین ترین حد برسد( شر،1989).
استراتژی جسورانه: در این استراتژی مقدار دارایی های جاری به کمترین مقدار لازم می رسد و در مقابل بیشترین استفاده را از بدهی های جاری می برد، در نتیجه ریسک نقدینگی بالا است و حتی ممکن است شرکت در زمان سررسید قادر به بازپرداخت بدهی های خود نباشد. (شر،1989).
استراتژی میانه رو: استراتژی متعادل بصورتی است که ترکیب بهینه ای از دارایی های جاری و بدهی های جاری را استفاده می کند(شر،1989).
تغییرات قیمت سهام: تغییرات قیمت سهام یکی از ویژگی های ذاتی بازار های مبتنی بر نظام عرضه وتقاضا می باشد. تغییر قیمت سهام در بورس تهران با داد و ستد انجام می گیرد. اگر معاملات به نحو جهت داری قیمت سهام یک شرکت را به سمت افزایش یا کاهش هدایت کند، قیمت سهام شرکت تغییر خواهد کرد(نیکبختی،1386).
ارزش افزوده نقدی: ارزش افزوده نقدی به مازاد وجه نقدی گفته می شود که پس از کسر هزینه سرمایه نقدی از سود نقدی عملیاتی پس از کسر مالیات بدست می آید. به این مازاد وجه نقد برخی اوقات سود نقدی مازاد نیز اطلاق می گردد.
هزینه سرمایه نقدی شامل سود نقد پرداختی به سهامداران و بهره پرداختی به اعتبار دهندگان است(مولودی و رضایی،1389).
1-9 استفاده کنندگان از نتایج تحقیقبهره‌وران این تحقیق کلیه سرمایه گذاران بالقوه و بالفعل فعال در بورس اوراق بهادار تهران، کارگزاری‌ها، محققان و پژوهشگران عرصه حسابداری و مسائل مالی، اساتید و دانشجویان دانشگاه های کشور، مدیران و کارکنان شرکت‌ها، بانک‌ها و مؤسسات مالی و اعتباری و اعتبار دهندگان و در نهایت دولت جهت اعطای تسهیلات و تعیین شرایط اعتباری می‌باشد.
1-10 ساختار کلی تحقیقدر فصل اول این تحقیق، به معرفی موضوع تحقیق، تشریح وبیان مسئله، اهداف، اهمیت و ضرورت تحقیق، فرضیه های تحقیق، قلمرو تحقیق و کلید واژه های فارسی می پردازیم. فصل دوم به بررسی ادبیات موضوعی و پیشینه های مربوط، مفاهیم اساسی و مبانی تئوریک موضوع می پردازد. در فصل سوم روش انجام تحقیق بحث شده است. فرضیه های تحقیق و نحوه اندازه گیری متغیرها تشریح وسپس جامعه و نمونه آماری، منابع تهیه اطلاعات و روش های آماری مورد استفاده جهت تجزیه و تحلیل بیان شده است. در فصل چهارم، تحلیل داده های جمع آوری شده و بررسی تحلیل نتایج فرضیه ها بیان خواهد شد. فصل پنجم به تلخیص و جمع آوری تحقیق، نتیجه گیری و ارائه پیشنهادهایی جهت استفاده کنندگان از این تحقیق و تحقیقات آتی اختصاص می یابد.
فصل دوم ادبیات، مبانی نظری و پیشینه تحقیق27755859696450
2-1 مقدمه مدیریت سرمایه در گردش یکی از فاکتور های اصلی مدیریت مالی در شرکت شناخته می شود. به طور کلی مدیریت سرمایه در گردش مشتمل بر مدیریت انواع دارایی های جاری و منابع تامین کننده مالی کوتاه مدت است و علاوه بر آن، تصمیمات مربوط به تامین مالی بلند مدت، برای پشتیبانی مالی از دارایی های جاری واحد انتفاعی را نیز در بر می گیرد(شباهنگ،1383). محدودیت در منابع مالی بانک ها و سایر موسسات اعتبار دهنده باعث شد شرکتها در سطح وسیعی اقدام به انتشار سهام نمایند، در نتیجه محل جدیدی برای سرمایه گذاری به نام بورس اوراق بهادار تشکیل شد، که یکی از اهداف مهم تشکیل آن، ایجاد سازوکار منظم و شفاف در تقابل عرضه و تقاضا برای تعیین قیمت دارایی های مالی است. میزان نقدینگی سهام یکی از معیار های مهم تصمیم گیری جهت خرید و فروش سهام شرکت ها است و سهام شرکت هایی که به طور روزمره در بورس تهران مورد معامله قرار می گیرد، قابلیت نقدینگی بیشتری نسبت به شرکت هایی که معاملات کمتری روی سهام آنها صورت می گیرد، دارند. لیکن تغییر قیمت نیز مستلزم انجام معامله است(فصلنامه بصیرت، 1389).
یک ایده پذیرفته شده این است که نقش مدیران، حداکثر کردن ثروت سهامداران از طریق تخصیص بهینه منابع است. به منظور عملیاتی کردن این هدف، ثروت سهامداران از گذشته یا از طریق معیارهای استاندارد حسابداری(مثل: سود عملیاتی، سود خالص عملیاتی) مورد ارزیابی قرار گرفت، نسبت های مالی(سود هر سهم، بازده بر دارایی ها، بازده بر سرمایه) نمایانگر عملکرد شرکت بود. اخیرا با ابداع معیاری تحت عنوان ارزش افزوده نقدی(CVA)، سرمایه گذاران و مدیران شرکت ها می توانند عملکرد مدیریت را در قبال ارزشی که برای سهامداران ایجاد شده ارزیابی کنند.
فصل دوم به چارچوب نظری اختصاص دارد. در این فصل ادبیات و سوابق تحقیق به اجمال ذکر می گردند. به طوری که در بخش اول (ادبیات تحقیق)، به بررسی متغیر های مورد مطالعه می پردازیم و در بخش دوم سعی شده است تحقیقاتی که در زمینه مدیریت سرمایه در گردش، تغییرات قیمت سهام و ارزش افزوده نقدی صورت پذیرفته است، به اجمال معرفی گردد.
2-2 تعریف و ماهیت سرمایه در گردش برابر تعریف دانش حسابداری، معمولا دارایی های جاری، در طول یک سال، به پول نقد تبدیل می شود. مدیریت سرمایه در گردش بیشتر، در گیر سازماندهی دارایی های جاری، مانند وجه نقد، اوراق بهادار قابل فروش، حساب های دریافتنی، موجودی ها و بدهی های جاری است. پول به خودی خود، نقد ترین دارایی هاست، جدا از پول دارایی های دیگر دارای دو بعد می باشد: 1- زمان لازم برای تبدیل آنها به پول نقد 2- درجه اطمینان نسبت به نقد شدن آنها، یا قیمتی که برای تبدیل شدن دارایی به پول نقد، پرداخت شده است. اداره دارایی های ثابت، بیشتر، بخشی از بودجه بندی سرمایه به شمار می آید، حال آنکه برنامه ریزی تامین مالی بلند مدت به چگونگی ساختار سرمایه بستگی دارد.
مدیر مالی که در بیشتر وقت کاری خود، به اداره دارایی ها و بدهی های جاری می پردازد، باید همواره در اندیشه اداره سرمایه در گردش، که بیشتر به روش های دقیق تری نیاز دارد باشد. بیشتر کارهای بازرگانی که با مدیریت سرمایه در گردش سرو کار دارند، در سمت راست ترازنامه نوشته می شوند، جایی که برای بهینه سازی موجودی نقد، اوراق بهادار قابل فروش، حساب های دریافتنی و موجودی ها، قرار دارند. باید بدانیم که بیشتر شرکت ها در عمل، مدیریت سرمایه در گردش را از دیگر بخش های مدیریت مالی جدا می کنند. آشکار است آنچه نیاز باشد، دریافت و درکی درست از تصمیم گیری ها درباره دارایی های جاری و بدهی های جاری، بر پایه تجزیه و تحلیل ارزیابی کلی شرکت می باشد(دستگیر،1381).
همانند تعداد زیادی از عناوین مدیریت مالی، سرمایه در گردش نیز به وسیله افراد مختلفی در مفاهیم متفاوتی به کار رفته است. از لحاظ واژه شناسی نیز سرمایه در گردش در مقابل عبارت انگلیسی Circulated Capital آورده شده است و در تعبیر دیگر مترادف Working Capital می باشد(بردیا،1988). سرمایه درگردش به سرمایه گذاری شرکت در دارایی های کوتاه مدت گفته می شود. خالص سرمایه در گردش نیز برابر است با دارایی های جاری منهای بدهی های جاری. به طور کلی مدیریت سرمایه در گردش به کلیه جنبه های اداره دارایی های جاری و بدهی های جاری اتلاق می شود(عبده تبریزی و مشیر زاده،1376). مدیریت سرمایه در گردش عبارتست از، تعیین حجم و ترکیب منابع و مصارف سرمایه در گردش به نحوی که ثروت سهامداران افزایش یابد. بسیاری از دارایی های جاری از محل بدهی های جاری تامین مالی می شوند. البته بعضی از شرکت ها بخشی از دارایی های جاری خود را از محل بدهی های بلند مدت یا از محل حقوق صاحبان سهام تامین مالی می کنند. سرمایه در گردش، تصمیمات مربوط به تامین مالی بلند مدت لازم، برای پشتیبانی از دارایی های جاری واحد انتفاعی را در بر می گیرد(جهانخانی و پارسائیان،1380).
سرمایه در گردش مصرف آن بخش از دارایی های جاری است که بر بدهی های جاری فزونی دارد و از طریق استقراض بلند مدت و حقوق صاحبان سهام پشتیبانی مالی شده است. هر واحد تجاری که نسبت جاری بیش از یک دارد، سرمایه در گردش مثبت دارد. برای سطح معینی از بدهی های جاری هر چه سرمایه در گردش واحد انتفاعی بیشتر باشد، نسبت جاری هم رقم بزرگتری می شود. قراردادهای وام های بلند مدت غالبا شامل مواردی ناظر بر نگهداری مبلغ معینی از سرمایه در گردش است. این کار برای تامین حاشیه ایمنی مناسب برای وام دهندگان است، زیرا فرض بر این است که دارایی های جاری در مقایسه با سایر دارایی های واحد انتفاعی نقدینگی بیشتری را تامین می کنند، به همین دلیل سرمایه در گردش را نقدینگی هم می گویند(شباهنگ،1381).
تعریف دیگری از سرمایه در گردش، سرمایه در گردش عملیاتی خالص است. هنگامی که دارایی جاری عملیاتی منهای بدهی جاری عملیاتی شود سرمایه در گردش عملیاتی خالص به دست می آید. معمولا (Nowc) عبارت است از سرمایه در گردش که به وسیله وجوه عرضه شده توسط سرمایه گذاران برای عملیات عادی به دست می آید(احمدپور،1386).
بدهی های جاری عملیاتی ـ دارایی های جاری عملیاتی = سرمایه در گردش عملیاتی خالص
(حساب های معوق + حساب های پرداختنی) ـ (موجودی + حساب های دریافتنی + وجه نقد) = سرمایه در گردش عملیاتی خالص
2-3 اهمیت رشد دارایی ها و سرمایه در گردش تمام واحدهای تجاری که کالا را تولید می کنند و یا به قصد فروش خریداری می کنند، دارایی های جاری دائمی به کار می برند. با رشد واحدهای انتفاعی دارایی ها نیز افزایش می یابد.
با توجه به پیش بینی مدیران، برنامه ریزی دارایی های جاری هم تغییر می کند، به طوریکه حجم تولید با فروش پیش بینی شده منطبق است. فروش واقعی و پیش بینی شده شرکت بر مقدار سرمایه در گردش که شرکت مصرف می کند و ملزم به تامین آن است اثر زیادی دارد. در نتیجه فروش بر حجم دارایی ها و بدهی های جاری اثر مستقیم دارد و باعث افزایش آنها می شود. مثلا خریدها به صورت موجودی کالا و حساب های پرداختنی در می آیند، فروش موجب ایجاد وجه نقد و حساب های دریافتنی می شود و به دلیل تقاضاهای فصلی و غیر منتظره برای محصول، شرکت از وام های کوتاه مدت استفاده می کند(عبده تبریزی و مشیرزاده،1376).
شرکت هایی که فروش مستمر داشته باشند دارایی های جاری و بدهی های جاری آنها جز لاینفک ترازنامه خواهد بود که این مورد در نمودارهای 2-1و 2-2 نشان داده شده است. در نمودار 2-1 اقلام دارایی در طول زمان ترسیم شده است. فرض بر این است که فروش مرتبا افزایش می یابد و بخشی از کل فروش به صورت فصلی صورت می گیرد، دارایی های جاری دائمی شرکت که در نمودار 2-1 است شامل اقلامی از دارایی های جاری است که برای رسیدن به حجم فروش مورد انتظار لازم است. نوسانات دارایی های جاری در آن بخش از فروش به وجود می آید که به صورت فصلی انجام می شود. منابع مالی که برای خرید و تحصیل دارایی های شرکت به کار گرفته می شود در نمودار 2-2 نشان داده شده است. بدهی های جاری دائمی در نمودار 2-2 شامل اقلامی از بدهی های جاری است که خود به خود برای رسیدن به حجم فروش مورد انتظار لازم است. بدهی های متغیر نتیجه فروش فصلی است. شرکت ها می توانند بخشی از دارایی های جاری خود را از محل وام های بلند مدت یا حقوق صاحبان سهام تامین کنند که خود نوعی استراتژی در مدیریت سرمایه در گردش است(جهانخانی و پارسائیان،1380).
3089910177165نمودار (2-1): ساختار دارایی ها در طول زمان
نمودار (2-1): ساختار دارایی ها در طول زمان
-62865177165نمودار (2-2): ساختار سرمایه و بدهی ها در طول زمان
نمودار (2-2): ساختار سرمایه و بدهی ها در طول زمان
30899101485900-628651581150-6667516510062141101676400-628651485900
-62866330835نمودار (2-1):ساختار دارایی ها در طول زمان نمودار (2-2):ساختار سرمایه و بدهی ها در طول زمان
46577252857501314450285750 (دارایی های جاری که نوسان می یابند) ( بدهی های جاری که نوسان می یابند)
4476753917950457200169545 ریال
447675-266700036766503111536766502216153657600145414 ریال
بدهی های جاری دائمی
4572004318100 دارایی های جاری
45720029146600366712536830000 وام های بلند مدت
دارایی های ثابت
447675850904470403613153676650361315 سرمایه(حقوق صاحبان سهام)
-666753009900زمان زمان

2-4 مدیریت سرمایه در گردش مدیریت سرمایه در گردش، تعیین حجم و ترکیب منابع و مصارف سرمایه در گردش و همچنین تصمیمات مربوط به تامین مالی بلند مدت لازم، برای پشتیبانی مالی از دارایی های جاری واحد انتفاعی را در بر می گیرد. مدیریت سرمایه در گردش برای سلامت مالی واحد تجاری در اندازه های مختلف از اهمیت زیادی برخوردار است. مبالغ سرمایه گذاری شده در سرمایه در گردش نسبت به کل دارایی ها بسیار بالا است و بنابراین یک امر بسیار حیاتی است که این مبالغ به طور موثر و کارا مورد استفاده قرار گیرند(یعقوب نژاد و دیگران،1389). مدیریت سرمایه در گردش کارا، شامل برنامه ریزی و کنترل دارایی ها و بدهی های جاری است به گونه ای که ریسک ناتوانی، در برآورده کردن تعهدات کوتاه مدت از یک طرف و اجتناب از سرمایه گذاری بیش از حد در این دارایی ها را از طرف دیگر بر طرف نماید(رحمان و نصر،2007). شرکت ها می توانند سطح بهینه ای از سرمایه در گردش را دارا باشند که ارزش آنها را حداکثر نماید(یعقوب نژاد و دیگران،1389). اگر سرمایه در گردش به اندازه کافی نگهداری نگردد این عمل باعث کاهش سودآوری شرکت، از دست دادن فرصت های سرمایه گذاری و بحران نقدینگی در کوتاه مدت می شود. کارایی مدیریت سرمایه در گردش به این معنا است که اجزا مختلف سرمایه در گردش به اندازه کافی نگهداری شود تا عملکرد مدیریت شرکت را هموار سازد و باعث افزایش سودآوری شرکت گردد. اما برای مدیریت تعیین مقدار مناسب سرمایه در گردش مشکل است زیرا، مقدار سرمایه در گردش در هر شرکتی و در هر دوره ای بستگی به مواردی از قبیل ماهیت تجاری، ماهیت مواد خام، فرآیند تکنولوژی، درجه رقابت بازار، مقیاس عمل، سیاست اعتباری و غیره دارد. بنا براین مقدار مناسبی از وجوه مورد نیاز است تا به صورت دائمی در انواع مختلف دارایی های جاری سرمایه گذاری شود(اویار،2009). دارایی های جاری برای عملیات شرکت ضروری است اما نگهداری بیش از حد آن باعث کاهش ریسک کمبود دارایی ها و همچنین کاهش ریسک عملیاتی شرکت می گردد(لشگری دربندی،1389). موجودی فراوان و سیاست اعتباری سخاوتمندانه،می تواند منجر به افزایش فروش گردد. موجودی زیاد ریسک موجودی را کاهش می دهد و اعتبار تجاری به دلیل اینکه امکان ارزیابی کیفیت محصول را قبل از پرداخت برای مشتریان فراهم می سازد، می تواند باعث افزایش فروش گردد(دیلوف،2003). جز دیگر سرمایه در گردش حساب های پرداختنی است. به تعویق انداختن پرداخت ها به عرضه کنندگان این امکان را برای واحد تجاری فراهم می سازد کیفیت محصولات خریداری شده را مورد ارزیابی قرار دهد و می تواند یک منبع انعطاف پذیر و ارزان تامین مالی برای شرکت ها باشد(یعقوب نژادو دیگران،1389).اما از طرف دیگر، اگر موجودی کالا بیش از اندازه نگهداری شود باعث افزایش هزینه های انبارداری و ضایعات می گردد(لشگری دربندی،1389). همچنین اگر عرضه کننده به منظور پرداخت قبل از موعود، تخفیف پیشنهاد نماید تاخیر در صورتحساب می تواند بسیار هزینه بر باشند. لذا مدیریت مالی باید تعادلی را میان این دو حالت به وجود آورد تا اینکه دارایی های جاری بیش از اندازه نباشد و همچنین میزان کم این دارایی ها نیز باعث کاهش سودآوری و ورشکستگی شرکت در زمان بحران نگردد(یعقوب نژاد و دیگران،1389).
2-5 اهمیت مدیریت سرمایه درگردشاهمیت روزافزون مدیریت سرمایه در گردش باعث شده است که این موضوع به صورت یک رشته تخصصی مدیریت مالی درآید. در شرکت های بسیار بزرگ، تعدادی مدیر اجرایی متخصص حضور دارند که تمام وقت و انرژی خود را منحصرا صرف اداره سرمایه در گردش شرکت می کنند. دلایل اهمیت این موضوع به شرح زیر است:
سطوح واقعی و مطلوب دارایی های جاری(با توجه به تغییراتی که در فروش واقعی و پیش بینی شده رخ می دهد) دستخوش تغییرات دائمی است. این وضع باعث می شود که درباره سطح مطلوب یا مورد نظر و دارایی های جاری، به صورت مستمر(روزانه) تصمیماتی گرفته شود.
شاید با توجه به تغییراتی که در میزان دارایی های جاری رخ داده است، مدیران مجبور شوند در تصمیماتی که قبلا برای تامین مالی گرفته اند تجدید نظر کنند؛ مثلا اگر برای تامین مالی دارایی های جاری از مبالغ سنگینی وام کوتاه مدت بگیرند استفاده شده است، گرفتن وام های اضافی و تمدید وام هایی که به سررسید می رسند مستلزم وقت وانرژی بیشتر مدیریت شرکت خواهد بود.
میزان منابع و مصارف وجوهی که به سرمایه در گردش اختصاص داده می شود باید نسبت به کل دارایی ها و بدهی ها مشخص شود. از طرفی با توجه به تغییرات در مقدار دارایی های جاری، ممکن است تصمیمات مالی که قبلا اتخاذ شده هم تغییر کند.
اگر مدیریت سرمایه در گردش درست اعمال نشود ممکن است فروش و سود شرکت کاهش یابد و حتی شرکت در پرداخت به موقع دیون و تعهدات خود ناتوان بماند(عبده تبریزی و مشیرزاده،1376).
2-6 استراتژی های گوناگون در سیاست ها ی مطلوبسیاست ها و رویه هایی که خط مشی مدیریت مالی را به وجود می آورد، مبتنی بر این فرض هستند که شرکت برخی از تصمیمات اصلی را گرفته و اجرا کرده این تصمیمات شامل تعیین نوع کالا و خدمتی که باید عرضه شود و نحوه تامین مالی برای تهیه دارایی های ثابت شرکت است. این تصمیمات در فرآیند سودآوری شرکت در بلند مدت نقش اصلی و تعیین کننده ای دارد و در مدیریت سرمایه در گردش دو کارکرد مهم دارند، اولا کالاها یا خدمتی که با پیش بینی فروش یا تولید ارائه می گردد به مدیران سرمایه در گردش این امکان را می دهد که سطوح دارایی های جاری را تخمین بزنند، ثانیا مدیران شرکت ها در صدد بر می آیند تا بر ثروت سهامداران شرکت از مجرای افزایش قیمت سهام عادی بیفزایند و این کار اصولا از طریق افزایش قدرت نقدینگی و حفظ آن انجام می شود. در نتیجه سیاست های سرمایه در گردش معمولا با هدف افزایش سود هر سهم تعیین نمی شوند بلکه هدف مدیران این است که به نقدینگی مطلوب برسند و در سایه آن اهداف سودآور شرکت را تامین کنند(جهانخانی و پارسائیان،1380).
2-7 استراتژی چیست؟از ریشه یونانی (Sterategy) بد نیست ابتدا به ریشه لغوی استراتژی اشاره شود. واژه استراتژی به معنای ago به معنی ارتش و Stratos به معنای فرمانده ارتش، مرکب از Strategema رهبر گرفته شده است. مفهوم استراتژی ابتدا به معنای فن هدایت، تطبیق و هماهنگ سازی نیروها جهت نیل به اهداف جنگ در علوم نظامی بکارگرفته شد. در جای دیگر استراتژی (Sterategy) بدین شکل تعریف می شود: مجموعه ای از اهداف اصلی و سیاست ها و برنامه های کلی به منظور نیل به این اهداف است به گونه ای که قادر به تبیین این موضوعات باشد که در چه نوع سازمانی فعالیت می کنیم و یا می خواهیم چه فغالیت (Business) کسب و کاری نماییم.
الگوی بنیادی از اهداف فعلی و برنامه ریزی شده، بهره برداری و تخصیص منابع و تعاملات یک سازمان با بازارها، رقبا و دیگر عوامل محیطی است. طبق این تعریف یک استراتژی باید سه چیز را مشخص کند:
چه اهدافی باید محقق گردد.
روی کدام صنایع، بازارها و محصول ها باید تمرکز کرد.
چگونه برای بهره برداری از فرصت های محیطی و مواجهه با تهدیدهای محیطی به منظور کسب یک مزیت رقابتی منابع تخصیص یابد و چه فعالیت هایی انجام گیرد.
آنچه که یک استراتژی را اثر بخش می سازد و سبب تمایز بین استراتژی ها و استراتژی های دیگر با یکدیگر می شود درونمایه اصلی آن است. درونمایه اصلی استراتژی به تشخیص فرصت ها و چگونگی بهره برداری از آنها باز می گردد. استراتژی موضوعی در کنار دهها موضوع دیگر سازمان نیست، استراتژی موضوعی محوری است که جهت گیری همه برنامه ها دیگر را تعیین می کند.
استراتژی یه برنامه واحد و همه جانبه است و تعریف دیگری هم از استراتژی که می توان ارائه کرد تلفیقی است که محاسن یا نقاط قوت اصلی سازمان را با عوامل و تغییرات محیط مربوط می سازد و به نحوی طراحی می شود که با اجزای صحیح آن از دستیابی به اهداف اصلی سازمان اطمینان حاصل شود(آرمیان، 1392).
2-7-1 ماهیت و اهداف استراتژی استراتژی و سیاست های سازمان ارتباط بسیار نزدیکی با هم دارند و چارچوب و قلمرو تدوین برنامه ها و پژوهش های عملیاتی را تعیین می کند و بر تمامی حیطه های اداره یک سازمان و قلمرو مدیریت اثر می گذارد. استراتژی ها به شیوه های مختلف تعریف و تجزیه و تحلیل می شوند و برای برنامه ها مورد استفاده قرار می گیرند. به هر حال استراتژی به فرآیند تعیین ماموریت، مقاصد وهدف های اساسی و بلند مدت سازمان و پذیرش جریان اقدامات و تخصیص منابع ضروری برای دستیابی به هدف های زیر نظر سازمان می پردازد.
سازمان ها باید برنامه های استراتژیک خود را حول چهار محور زیر طراحی کنند:
نحوه رشد شاخص ها و زوایای آن
نحوه رشد سطوح مدیریت و تغییرات سازمان
شیوه های افزایش آمادگی های سطوح مدیریت برای رویارویی با محیط های متلاطم و متحول
تغییر، تحول و روند مولفه های محیط اختصاصی و عمومی
امروزه به دلیل ریسک رو به افزایش خطاها هزینه های بالا اشتباهات و وضعیت نا مساعد بازرگانی و اقتصادی مدیران حرفه ای تمایل شدیدی به استفاده از الگوهای برنامه ریزی استراتژیک دارند تا بتوانند موقعیت رقابتی سازمان را در محیط متلاطم و در معرض تغییر و تحول دائمی حفظ کنند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *